بلوغ و مشکلات و تاریخچه (توضیح کلی)
بقیه رو فقط لینکاشو میزارم.
لینک2 ویکیپدیا (بلوغ جنسی)
لینک3 دانشنامه رشد (روانشناسی بلوغ)
لینک4 (تغزیه دوران بلوغ)
من از لینکها فقط اولی را در ادامه ی مطالب می گذارم.
ادامه مطلب
تسخیر یک کشور بزرگ از تسخیر قلب کوچک یک دختر آسانتر است ( ناپلئون بناپارت )
بقیه رو فقط لینکاشو میزارم.
لینک2 ویکیپدیا (بلوغ جنسی)
لینک3 دانشنامه رشد (روانشناسی بلوغ)
لینک4 (تغزیه دوران بلوغ)
من از لینکها فقط اولی را در ادامه ی مطالب می گذارم.
|
نام لاتین |
نام کمیت |
یکای آن درSI |
روابط فیزیکی |
|
Mass |
جرم M |
کیلوگرم Kg |
- |
|
time |
زمان t |
ثانیه s |
- |
|
length/long |
طول L |
متر m |
- |
|
x<-------- |
مسافت x |
متر m |
- |
|
dis plac ment |
جابجایی d |
متر m |
- |
|
Force |
نیرو F |
نیوتن N |
- |
|
weigth |
وزن W |
نیوتن N |
W=M.g |
|
Energy |
انرژی E |
ژول J |
- |
|
work |
کار W |
ژول J |
- |
|
gravity |
شتاب گرانش g |
N/Kg 10=9/8 |
- |
|
Vebcity |
سرعت V |
متر بر ثانیه m/s |
- |
|
accileration |
شتاب a |
متر بر مجذور ثانیهm/s۲ |
- |
|
ferecance |
فرکانس f |
هرتز Hz |
f=1/T |
|
Time |
دوره(تناوب) T |
ثانیه s |
T=t/n |
|
landa |
طول موج(لاندا)λ |
- |
λ=V/f |
لیست دانشمندان بنام فیزیک ممکن است برای بالا آمدن تمامی عکس ها مدتی زمان طول بگشد. خواهشمندم کمی تامل کنید.
داستان غم انگیز چلنجر
برنامه های فضایی با وجود جذابیت هرگز از رویدادهای تلخ وناگوار دور نبوده اند . سوای زیان های اقتصادی و زمان های از دست رفته گاهی افرادی نیز جانشان را در این راه از دست داده اند و نام خود را در زمره ی خدمت گزاران بزرگ بشریت جاودانه ساخته اند . آن ها که از سرمایه های علمی بشریت بودند از خود گذشتند و راه پرواز را برای آیندگان باز کردند . این مقاله به شرح ماجرای فراموش نشدنی انفجار فضاپیمای چلنجر می پردازد .
ناکامی در پرواز چلنجر
رخداد ناگوار چلنجر انفجاری بود که در پی آن هفت سرنشین شاتل فضایی در 28 ژانویه سال 1986 جان خود را از دست دادند . رویداد دل خراشی که زمان صلح روی می دهند فشار روانی زیادی ایجاد می کنند و توجه افکار عمومی را به خود جذب می کند . این رویداد نیز انعکاس وسیعی داشت .
این ماموریت همانند دیگر ماموریت ها ودر حقیقت بهتر از آنها بر نامه ریزی شده بود . در این ماموریت قرار بود دو محموله پرتاب شود و چند آزمایش نیز انجام گیرد . اهدافی که در این برنامه دنبال میشد . پرتاب یک ماهواره مخابراتی جدید و یک ماهواره ی رله ی اطلاعات بود که در دو طیف نگار فرابنفش و دو دوربین به همراه داشت و قرار بود برای مشاهده ی دنباله دار هالی به کار گرفته شود . کارهای دیگر انجام آزمایش های دینامیک سیالات برنامه ی نمایش دنباله دار هالی و سه آزمایش برای برنامه های دانش آموزی شاتل بود .
سرنشینان شاتل عبارت بودند لز : فرانسیس کابی ( فرمانده شاتل ) میخاییل اسمیت ( خلبان شاتل ) و جودی رسنیک – الیسون آنبزوکا و رونالد مک نایرمتخصصان و کارشناسان ماموریت و کریستامیک ( معلم مدرسه ) و سر انجام متخصص محموله ناسا جارویس که کارمند هوافضای هاگس بود .
ابتدا قراربود ماموریت در 22 ژانویه انجام شود ولی به خاطر شرایط بد جوی و مشکلات مکانیکی این ماموریت شش روز به تعویق افتاد . زمانی که برنامه پرتاب قطعی شد دمای هوا 2 درجه سانتی گراد بود که در فلوریدا این هوا سرد به شمار می آید . سرانجام در ساعت 8:11 صبح پرواز انجام شد .
داده ها و اطلاعاتی که از عکس برداری به دست آمد نشان می داد 0.678 ثانیه پیش از پرتاب مشکلی پدید آمده است . مشکل هنگامی بود که جریان نیرومندی از دود خاکستری رنگ از نزدیک اتصال پشتی راکت سوخت جامد سمت راست به بیرون فوران کرد . جریان فلز بخار شده در محل اتصال نشان دهنده ی عدم آببندی مناسب و کامل بوده . شاهدان حاضر در محل بی درنگ هشت انفجار در حال گسترش به همراه دود سیاه دیدند . از این رخداد فیلم برداری شد . یکی از عکس ها گویای آن بود که در راکت سوخت جامد سمت راست یک شعله لرزان آتش وجود داشت . در فیلمی که پس از آن گرفته شد بدون نیاز به بزرگ نمایی تصویر شعله آتش به سادگی دیده می شود . این شعله به سرعت پیشرفت کرد و گسترش یافت . منظره ی به وجود آمده نشان می داد که جریان آتش به طور مستقیم به سطح مخزن بیرونی که حاوی سوخت موتور های اصلی بود سرایت کرده است . 64 ثانیه بعد نخستین صحنه قابل مشاهده شعله های گردی بودند که از راکت سوخت جامد سمت راست به مخزن بیرونی نفوذ کردند . در 45 میلی ثانیه بین سطح زیرین چلنجر و مخزن بیرونی آن شعله بزرگی دیده شد . کمتر از 10 ثانیه پس از آن در ارتفاع 14000 متری چلنجر به طور کامل در آتش فرو رفت .
73 ثانیه پس از پرواز چلنجر در حالی منفجر شد که میلیون ها نفر آن را با ترس در تلویزیون های خود تماشا می کردند لحظاتی پس از انفجار همه ی داده ها و اطلاعات ماموریت سوابق و بایگانی های پرواز و تجهیزات پرتاب ضبط و توقیف شدند . یک ساعت بعد جسی مور مدیر پرواز فضایی ناسا برای بازجویی در مورد این رویداد ناگوار به گروه کارشناسی ویژه فرا خوانده شد.

شاتلها در اصل هوا - فضاپیماهایی هستند که وظایف گوناگونی دارند. ولی مهمترین آنها حمل ماهوارهها و قرار دادن آنها بر روی مدارهای خاص زمین است.
|
|
|
کیلومتری پرواز میکنند. |
سازه قدرتمند مدارپیما در ارتفاع 185 تا 1100 کیلومتری (115 تا 610) پرواز میکنند و اجزای قطعات آن شامل: کاشیهای ضد حرارت ، دریچه ورود خدمه ، کابین پرواز و اتاقکهای خدمه ، دریچه ایمنی بال دلتا شکل، درپوش مخزن محصول دریچه بال ، سیستم مانور در مدار ، موتور اصلی سکان و کاهنده سرعت میباشد.
آزمایشگاه فضایی آزمایشگاه مخصوصی است که درون مخزن محموله مدارپیما جای میگیرد تا با ایجاد فضای اضافی ، دانشمندان بتوانند در فضا آزمایش کنند. این آزمایشگاه بنا به نوع آزمایشهای هر سفر مجهز میشود، آزمایشگاه فضایی همچنین بخشهای رو بازی دارد که برای مطالعه فضا و زمین هستند. این آزمایشگاه متراکم از طریق مجرای هوابند به مدارپیما متصل میشود. تمامی مدارپیماها نامگذاری شدهاند، اولین آنها به نام انترپرایز از نام سفینه فضایی مجموعه تلویزیونی استارترک اقتباس شد. انترپرلیز برای مقاصد آزمایشگاهی ساخته شده بود، ولی هیچگاه به مدار نرفت. هر چند که چندین بار در بالای یک فروند بوئینگ 747 پرواز کرد، در سال 1977 انترپرایز از ارتفاع 6700 متری (22هزار پایی) رها شد و سالم به زمین نشست. ناوگان کنونی 4 مدار پیما دارد: کلمبیا ، دیسکاوری ، آتلانتیک و اندور.
اینترپرایز (Enterprise) اولین شاتلی است که ایالات متحده آمریکا ساخت. در ابتدا به مناسبت دویستمین سالگرد تصویب قانون اساسی آمریکا قرار بود اسم آن را قانون اساسی (Constitution) بگذارند. اما بعد از مدتی با اعتراضات بسیاری روبرو شد بخصوص به دلیل جو خاصی که یکی از برنامههای تلویزیونی آمریکا به نام داستان علم در بین مردم درست کرده بود. افراد و کارکنان این برنامه طبق نامهای سرگشاده به کاخ سفید ، تقاضای تغییر نام این شاتل را از قانون اساسی به اینترپرایز کردند و کاخ سفید نیز برای کاستن از کشمکشها و مسایل حاشیهای دیگر ، قبول کرد که اولین شاتل فضایی آمریکا با نام اینترپرایز شناخته شود.
قرارداد ساخت آن در ۲۶ جولای سال ۱۹۷۲ امضا شد و تنها بعد از دو سال طراحیها تمام و اولین قدم برای ساخت کابین و جای خدمه آن شروع شد. در ۲۶ آگوست همان سال کار راه اندازی و ساخت بدنه اصلی نیز شروع شد. از حساسترین قسمتهای یک شاتل ، بالها و دم آن است که کار طراحی بال را به شرکت با تجربه (Grumman) واگذار کردند. شرکت گرومن سابقهای طولانی در صنعت هوافضای آمریکا دارد و هم اکنون هواپیمایی چون بمب افکن B-2 را طراحی کرده است.
ساخت بالها در ۲۳ مه سال ۱۹۱۵ به پایان رسید و بالها را به پالمدیل (Palmdale) فرستادند. ساخت اینترپرایز در پایگاه هوایی ۴۲ (Rockwell) در پالمدیل در ایالت کالیفرنیا پیگیری میشد. در ۱۲ مارس ۱۹۷۵ کار ساخت شاتل کامل شد و سرانجام در ۱۷ سپتامبر ۱۹۷۶ از پایگاه پالمدیل خارج شد و در ۳۱ ژانویه ۱۹۷۷ از پالمدیل به ادواردز رفت. شاتل اینترپرایز در ناسا (NASA) با مشخصه OV-101 شناخته میشود. در پایگاه ادواردز در مرکز تحقیقات پروازی درایدن (Dryden) شروع به امتحان دادن و انجام آزمایشات و تستهای گوناگون چون فرود و برخاست (Takeoff and Landing) را انجام دهند. برنامه آزمایشی ALT قرار شد به مدت ۱۹ ماه به طول انجامد. ALT شامل آزمایشاتی چون قسمتهای دینامیکی و استاتیکی و پایداریهای فرود و برخاست است.
در 29 ژوئن سال 1995 میلادی شاتل فضایی آتلانتیک 5 فضانورد آمریکایی و 2 کیهان نورد روسی را به مسیر برد. پیش از آن چندین فضانورد روسی در مسیر ساکن بودند، این اولین الحاق شاتل با مسیر بود. یک سیستم الحاق مخصوص در مخرن محموله آتلانتیک نصب شده بود. بعد از 5 روز این شاتل به همراه 6 آفریقایی و 2 روسی به زمین بازگشت و 2 خدمه تازه نفس را برای مسیر باقی گذاشت.
الحاق شاتل با مسیر راه برای همکاریهای فضایی بین المللی در آینده هموار می کند. الحاق شاتل به مسیر بیست سال پس از اولین ملاقات فضای آمریکاییها و روسها اتفاق افتاد. در سال 1975 میلادی یک سفینه آپولو به مدت 47 ساعت به یک سایوز ملحق شد. شاتل به بار انداز واحد کریستال ملحق شد و این واحد بخاطر حفظ ثبات از محل همیشگیاش برداشته شده و موقتا به بار انداز عقبی واحد الحاق چند جانبه رابطه متصل گردید.
|
|
مشاهده می کنید نشان میدهد که در کجا 73 ثانیه بعد ازپرتاب گاز نشت کننده شعله ور شده است. |
در 28 ژانویه سال 1986 میلادی میلیونها ببیننده تلویزیون در سراسر جهان با وحشت شاهد انفجار شاتل فضایی چلنجر در کمتر از 2 دقیقه بعد از پرتابش بودند. این شاتل کاملا منهدم شد و همه 7 خدمه آن کشته شدند. یکی از آن خدمه به نام کریشیامک آلیف معلمی بود که قصد داشت از فضا شاگردانش را تعلیم دهد. تحقیق درباره این فاجعه آشکار نمود که عایق میان 2 بخش موشکهای تقویت کننده جدا شده بود و باعث نشت گاز و احتراق سفینه شده بود. بعد از این حادثه برنامه فضایی شاتل به مدت سه سال متوقف شد تا ایمنی آن بهبود یابد.
امروزه اکتشافات فضایی بدون استفاده از نیروی رایانه غیر ممکن است. رایانهها قادرند فضا را هدایت کنند، سیستمهای بی شمار فضا را بررسی و صحت عملکرد آنها را اعلام کنند. مرکز هدایت زمینی را در جریان وضعیت فضا پیماها مشخص کرده ، آنها را هدایت کنند. در نخستین پروازهای فضایی به اندازه امروز رایانهها استفاده نمیشد؛ در حقیقت رایانههایی که آن روزها برای هدایت فضاپیمای ایلات متحده آمریکا یعنی آپولو مورد استفاده قرار میگرفتند و نیرویی به اندازه رایانههای شخصی امروزی ما داشتند. کاوشگرهایی که در فاصلههای دور دست کره زمین در فضا پرواز میکنند، با خود رایانههایی را حمل میکنند که برای هدایت دوربینها و اندازه گیریهای مختلف برنامه نویسی شدهاند.
رایانهها قادرند اطلاعاتی که از کاوشگرهای فضایی بصورت علائم ضعیف رادیویی دریافت میکنند را به اطلاعات لازم و قابل فهمی تبدیل کنند. دانشمندان نیز به نوبه خود این اطلاعات را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهند تا به نکات جدیدی در مورد اجرام آسمانی دست یابند. رایانههایی که شاتل فضایی را هدایت میکنند جزء پیشرفتهترین رایانهها محسوب میشوند.
حدود ۳۱ سال است که از اولین راهپیمایی انسان توسط آرمسترانگ بر روی سطح کره ماه میگذرد و هم اکنون کشور چین مایل است دست به انجام چنین کاری بزند. این حرکت چینیها در فضا باعث ایجاد رعب و وحشت بسیار در مجامع آمریکایی شده است؛ زیرا آنان عادت دارند که تکنولوژیهای فضایی را در انحصار کشور خود ببینند. حتی یکی از سناتورهای آمریکایی در یک سخنرانی گفته است: شما میدانید چینیها مشتاقند بر روی ماه بروند، ولی ما نمیخواهیم آنها به ماه دست پیدا کنند. حال چه گنجی بر روی کره ماه دیده شده که آمریکاییها اینقدر نسبت به این موضوع حساسند، خدا میداند. در هر صورت تمامی کشورهای جهان در انتظار پرتاب شاتل فضایی چینی هستند و تمامی ما هم امیدواریم که سرنوشتی مانند شاتل کلمبیا برای آنها رخ ندهد، زیرا فضاپیمای چینی با سرنشین است.
پروژه ALT با تستهای زمینی شروع شد از جمله تست تاکسی (Taxi) هواپیمای بویینگ ۷۴۷ حامل شاتل اینترپرایز بود تا مشخص شود برای برخاست (Takeoff) آن چه مسافتی با چه سرعتی باید پیموده شود تا از زمین بلند شود. تمامی این قسمتها با شاتل بی سرنشین انجام میشد و قرار بود تا هنگامی که شاتل اینترپرایز قابل اطمینان شد دیگر با سرنشین پرواز کند. بعد از آن پنج پرواز محدود (Captive) توسط اینترپرایز انجام شد و در آن اکثر سیستمها آزمایش شد و این آزمایش موفقیت آمیز بود. در برخی از پروازهای آزمایشی معمولا دو فضانورد نیز از طرف ناسا در شاتل حضور داشتند. بعد از صرف چنین وقتی تازه تصمیم به پرواز آزاد (Free Flight) با شاتل اینترپرایز را گرفتند و به دنبال آن تستهای دیگری چون تست لرزش (Flutter Test) نیز از OV-101 به عمل آمد.
البته با تکنولوژی کنونی طراحی شاتلها بسیار کمتر وقت و هزینه میبرد، به عنوان مثال شاتل فضایی آتلانتیس (Atlantis) با وزنی حدود ۱۷۱هزار پوند در مدت بسیار کمی طراحی و ساخته شد. در تمامی پروازهای محدود و سه پرواز اولیه دم مخروطی شکل از بدنه شاتل جدا شده بود تا کمترین مقدار نیروی مقاوم (Drag) و کمترین لرزش بوجود بیاید، ولی در آخرین پروازش که در برنامه ALT قرار است دم مخروطی شکلی دوباره به آن ملحق شود. این دم مخروطی توسط ۱۱ قفل الکترونیکی بر روی اینترپرایز نصب میشود.
OV-101 اولین شاتلی بود که توسط آمریکا ساخته شد و به همین خاطر آزمایشات بسیار زیادی در عرض چندین سال از آن به عمل آمد به گونهای که به مراکز تحقیقاتی چون مرکز پرواز فضایی مارشال (Marshall) ، مرکز فضایی کندی (Kennedy) و ... برده شد تا بدون نقص ساخته شود. در ۱۰ آوریل ۱۹۷۹، OV-101 به مرکز فضایی کندی رفت تا با راکتهای سوخت جامد و یک منبع داخلی آزمایش شود. سرانجام در ۱۶ آگوست همان سال به مرکز تحقیقات درایدن برگشت و در ۳۰ اکتبر به زادگاهش یعنی پالمدیل رفت. بین ماههای مه و ژوئن سال ۱۹۸۳ اینترپرایز به پاریس رفت تا در نمایش هوایی شرکت کند و بعد از آن در ۱۸ نوامبر سال ۱۹۸۵ از مرکز فضایی کندی به فرودگاه دالز (Dulles) واقع در واشنگتن رفت و دیگر پرواز نکرد.
به گروهی از ستارهها که در تجسم انسان شکل و پیکربندی مشخصی را تشکیل داده باشند صورت فلکی یا پیکر آسمانیمیگویند.
صورت فلکی مجموعهای از ستارهها است که از دیدگاه زمینی به شکل خاصی تشبیه و نام گذاری شده است. در واقعیت سه بعدی، ستارگان یک پیکر آسمانی لزوماً به هم نزدیک نیستند و ربطی به هم ندارند. قرار دادن آنها در یک مجموعه صرفاً به خاطر نزدیکی ظاهری از دیدگاه زمینی است. دستهبندی ظاهری ستارگان به صورت پیکرهای آسمانی از نظر نشانیدهی و تهیه نقشههای آسانفهمِ آسمان مفید است.
دنباله دارها
ستارگان دنباله دار بر خلا ف اسم شان به هيچ وجه ستاره و منبع توليد انرژی نيستند و نامگذاريشان فقط به دليل شکل ظاهريشان است که مثل ستاره ای هستند که دنباله ای داشته باشد ، به طوری که واژه comet از کلمه يونانی kometes به معنی مو و سر گرفته شده است.
اين ستارگان جابجا شونده با وجود چهره تماشايی شان که به سرعت تغيير می کند و کاملا" غير متناوب و نامنظم به نظر می رسند ، نشانی از ترس و خرافات بودند و ظهور ستارگان دنباله دار را علامتی از اتفاقی بزرگ و نا خوشايند می دانستند.
دنباله دارها کره ها يی از گاز و غبار هستند. هنگامی که اين کره ی منجمد به خورشيد نزديک می شود، در اثر تصعيد گاز ها و غبارها، هاله ای مه آلود در اطراف جسم اصلی دنباله دار ( هسته) و دمی بلند در اطراف آن تشکيل می دهند.
معمولا" هر دنباله دار از سه بخش تشکيل شده است:
۱) هسته با قطر چند کيلومتر (که به طور مستقيم قابل مشاهده نيست ) : کره ای از يخ و گازهای منجمد ( با ابعاد ميکرو متر )
۲ ) گيسو که توده سحابی مانند سر دنباله دار است با قطر چند صد هزار کيلومتر که به کمک بر همکنش با تابش خورشيدی قابل آشکار سازی است.
۳ ) دنباله : برای يک دنباله دار دو نوع دنباله تشخيص داده شده است :
الف ) دنباله گرد و غبار که در انعکاس نور خورشيد، زرد کمرنگ ديده می شود و همان طيف خورشيد را دارد .
ب ) دنباله پلاسما که به دليل وجود منوکسيد کربن يونيزه (co+ ) آبی ديده می شود . طول دنباله ممکن است به صدها ميليون کيلومتر برسد.
در قرن هفدهم، با کارهای اساسی کپلر ، نيوتون وهالی مشخص شد که حرکت های عجيب دنباله دارها از همان قوانين حرکت سيارات پيروی می کنند. هالی با ادامه ی کار موفق شد دوره ی تناوب و مدار دنباله دار درخشانی را که بعدها به نام خودش معروف شد تعيين کند و مشخص شد که اين همان دنباله داری است که از سال ها قبل از ميلاد به طور تقريبا منظمی با دوره ی تناوب ۷۶سال رصد ميشده است.
مدار بيشتر دنباله دارها بيضی بسيار کشيده ( با خروج از مرکز بيشتر از ۰/۹)است. مدار بعضی ديگر سهموی و يا هذ لولی است که دنباله دارهای غير متناوب محسوب می شوند. گاهی از اوقات ممکن است مدار دنباله دار به دليل گرانش سيارات بزرگی مثل مشتری تغيير کند. مثلا" دنباله دار بلند دوره به يک دنباله دار کوتاه دوره و با خروج از مرکز کمتر تبديل شود و يا گرانش شديد موجب تکه تکه شدن دنباله دار شود. ( مثل دنباله دار شوميکر- لوی ۹)
در سال ۱۵۳۸ م . يک پزشک ( Jerome Frascator ) متوجه شد که دنباله ی دنباله دارها در خلاف جهت خورشيد قرار دارد . در قرن هفدهم کپلرعلت آن را فشار تشعشعی خورشيد مطرح کرد . مقدار فشار تشعشعی خورشيد به اندازه و ترکيب شيميايی ذره بستگی دارد . مثلا" دنباله ی دنباله دار« «آرند-رولند به دليل داشتن ذرات گرد و غبار بزرگتر از حد معمول ( در ابعاد ميلی متری ) و فشار تشعشعی ضعيف در امتداد خورشيد نبود . اما بر سر ذرات گرد و غبار چه می آيد ؟
ذرات کوچکتر به وسيله تابش تشعشعی در فضای بين سيارات و ذرات بزرگتر در مدار دنباله دار منشاء پخش می شوند و منشاء بارش های شهابی می گرد ند. مثلا" بارش شهابی بر ساووشی که در حوالی ۲۱و۲۲ مرداد به اوج می رسد مربوط به ذرات دنباله دار « سويفت-تاتل» است.
چگالی متوسط دنباله دار1gr⁄ cm3 است بنا بر اين فشار تشعشعی خورشيد نمی تواند تشکيل دنباله پلاسما را توضيح بدهد. دنباله پلاسما از دنباله گرد و غبار بزرگتر است. و طول آن به صدها ميليون کيلومتر می رسد. در سال ۱۹۵۱ يک اختر شناس آلمانی به نام« لودويک بيرمن» پيشنهاد کرد که پلاسمای خورشيدی که با سرعت بسیار زياد از خورشيد خارج می شود منشاء تشکيل دنباله ی پلاسما است. باد خورشيدی مخلوطی از پروتون ها و الکترون هايی است که سطح خورشيد را ترک می کنند و تقريبا" با سرعتkm/s ۴۰۰ حرکت می کنند. چگالی اين ذرات در فاصله ی مدار زمين ۱ تا ۱۰ ذره در سانتی متر است.
در سال های گذشته مطالعه ی دنباله دارها خيلی مورد توجه قرار گرفته است. چون هر تئوری که شکل گيری منظومه ی شمسی را توضيح بدهد بايد تشکيل هسته های دنباله دار را توضيح بدهد .در سال ۱۹۵۰ يک اختر شناس هلندی به نام يان اورت با مطالعه ی آماری چهل و شش دنباله دار بلند دوره ( با دوره تناوب بيش از ۲۰۰ سال ) متوجه شد که اين دنباله دارها از تمام جهات به سوی خورشيد می آيند بنابراين منبع شان بايد کره ای پيرامون خورشيد باشد و از آنجايی که مدار اين دنباله دارها بسيار کشيده است پس اين کره می بايست دور باشد. او اين موضوع را مطرح کرد که خرده سيارات باقيمانده از سحابی اوليه منظومه شمسی به صورت کره ای، منبع دنباله دارها است. با محاسبات انجام شده اين منطقه( که امروزه ابر اورت ناميده می شود) بايد در فاصله۲۰۰۰۰ تا۱۰۰۰۰۰ واحد نجومی باشد. شاید تعداد دنباله دارهای ابر اورت به دو تريليون برسد. در طول عمر منظومه ی شمسی حدود ۵۰۰۰ ستاره از محدوده ی کمتر از۱۰۰۰۰۰ واحد نجومی خورشيد گذشته اند. در چنين وضعی يا دنباله داری توانسته از مدار گرد شش به دور خورشيد خارج شده باشد و در فضای بين ستاره ای سرگردان شود ويا به سوی خورشيد حرکت کند.
اما دنباله دارهای کوتاه دوره، تقريبا" در صفحه ی منظومه ی شمسی حرکت می کنند پس منبع آنها نمی تواند ابر اورت باشد. اختر شناسان منبع آنها را قرصی سطح در ورای مدار نپتون (۳۵ تا۴۰ واحد نجومی ) می دانند که ممکن است تا فاصله ۱۰۰ واحد نجومی گسترده شده باشد. جمعيت اين کمربند چند صد ميليون تخمين زده می شود.حدود ده سال پيش (۱۹۹۲ م. ) دو اختر شناس سياره ای از دانشگاه هاروارد موفق به کشف ۲۰ عضو از اجرام اين کمربند ( کمربند کويي پر ) شدند.

کشف دنباله دارها
رصد و کشف دنباله دارها همیشه جذاب بوده است مخصوصا" اينکه هر آماتوری که موفق به کشف دنباله داری جديد شود آن را به نام او نامگذاری می کنند. کاشفان دنباله دارها اغلب آنها را در فواصل دور از خورشيد کشف می کنند . معمولا" در آن فاصله دنباله دار، دنباله واضحی ندارد و فقط گيسوی آن به شکل سحابی محو و کوچکی ديده می شود. پس از مطمئن شدن از اينکه جسم رصد شده سحابی يا کهکشان نيست ، بايد منتظر ماند تا جابه جايی در آن مشاهده شود. ضمنا" بايد از نزديک شدن دنباله دارهای تناوبی و مکان آنها با اطلاع بود تا اشتباهی رخ ندهد. کشف دنباله دارها کار سخت و طاقت فرسايی است. آمارها نشان می دهد که معمولا" هر رصد کننده ( با امکانات مطلوب ) برای کشف اولين دنباله دار خود به طور متوسط۴۰۰ ساعت کار رصدی انجام می دهد.
معمای دنباله دار ها
این روز ها صحبت از حضور یک دنباله دار در آسمان است دنباله دار شواسمان-واخمان 3 یا P 73 که به ملاقات زمین و خوشید آمده است. دنباله داری که نمایش عجیب غریبی از خود نشان داده است!!! راستی دنباله دارها چیستند و از کجا می آیند؟ در این مقاله به دور دست های منظومه شمسی و سری به محل تولد دنباله دارها میزنیم با ما همراه شوید... شاید کلمه ستاره دنباله دار را بارها شنیده اید!!! اما این کلمه کاملاً غلط است چون دنباله دار ستاره نیست! دنباله دارها کره های گازی و غباری اند. هنگامی که این کره ی منجمد به خورشید نزدیک می شود، با بخار شدن گازها و غبارها، هاله ای مه آلود آن را احاطه می کند و دمی بلند در اطرافش ایجاد می شود، هر بار که دنباله دار به خورشید نزدیک می شود، مقداری از جرمش را به صورت گاز و غبار بخار شده از دست می دهد. می دانیم که دنباله دار ها روزی خواهند مرد، در مورد چگونگی مرگ آنها نیز اطلاعات زیادی داریم. اما در مورد بوجود آمدنشان چه اطلاعاتی داریم؟ مکان و نحوه شکل گیری دنباله دارها ده ها سال همانند معمایی حل نشده باقی مانده بود. در چند سال اخیر، کشفیات ارزشمندی با کمک تلسکوپ فضایی هابل صورت گرفت که می تواند تا حد زیادی معمای چگونگی و مکان شکل گیری دنباله دارها را حل کند. چهار اخترشناس تاکنون 30 جسم کوچک و کم نور را یافته اند که می تواند بهترین مدرک برای وجود کمربند کویی پر باشد. کمربند کویی پر قرصی است مملو از اجرام دنباله دار مانند که در ورای مدار نپتون به دور خورشید می گردند. وجود آن را اخترشناسی به نام کویی پر پیش بینی کرده بود و دانشمندها مدت ها در جستجوی یافتن اجرامی از آن بودند. اعتقاد بر این است که کمربند کویی پر منبع 140 دنباله دار کوتاه دوره است که در مدتی کمتر از 20 سال به دور خورشید می گردند. از وقتی که گروه کاوشگران تلسکوپ فضایی هابل 30 عضو از گویهای یخی کمربند کویی پر را در بخش کوچکی از فضا کشف کردند، محاسبه شده است که حداقل 200 میلیون (و شاید بسیار بیشتر) از این اجرام، در آن ناحیه سرد وجود دارند. این ها هسته دنباله دارها هستند. و زمانی که به سوی خورشید رانده می شوند بر اثر گرمای آن، دمی از غبار و بخار در خلاف جهت خورشید ایجاد می شود. یافتن مدارکی مبنی بر وجود کمربند کویی پر بسیار مهم است. از زمان کشف سیارک ها در حدود 200 سال پیش، این اجرام نخستین جمعیت مستقل در منظومه شمسی را تشکیل می دهند که تاکنون یافته ایم. در اطراف برخی از ستاره های نزدیک به ما، از جمله بتا-سه پایه و نسر واقع، قرص هایی غباری کشف شده است. از آنجایی که کمربند کویی پر ظاهراً شبیه این قرص ها است، می توان نتیجه گرفت که نحوه شکل گیری سیاره ها در ستاره های مختلف هم تقریباً یکسان است. این فرضیه که کمربند از مواد در آن سوی مدار نپتون به دور خورشید می گردد. قدمتی بیش از نیم قرن دارد. در سال 1328/1949 اخترشناسی بریتانیایی به نام اجوورت دریافت که منظومه شمسی نمی تواند در مدار نپتون خاتمه یابد. دو سال بعد، اخترشناسی هلندی به نام جرارد کویی پر این نظریه را چنین تکمیل کرد: " تعداد زیادی جسم بسیار کوچک (که در آن زمان با هیچ تلسکوپی قابل مشاهده نبود.) در مداری فراتر از مدار نپتون به دور خورشید می گردد. محدوده این اجرام ناشناخته را "کمربند کویی پر ( The Kuiper Belt )" نامیدند. کویی پر به دنبال یافتن سرچشمه دنباله دارها نبود، بلکه توزیع مواد را در منظومه شمسی بررسی می کرد. اخترشناس هلندی دیگری به نام یان اوورت، این نظریه را ارائه کرد که کره ای شامل تعداد زیادی دنباله دار منظومه شمسی را احاطه کرده است که سرچشمه اصلی دنباله دارها است. این منطقه را ابر اوورت می نامند. کمربند کویی پر در فاصله 35 تا چند صد واحد نجومی از خورشید قرار گرفته است. در حالی که ابر اوورت بسیار دورتر از آن است و در فاصله ای بین 20000 تا 100000 واحد نجومی قرار دارد. (یک واحد نجومی به فاصله بین زمین و خورشید می گویند که برابر 149598000000 متر است .)
برای مقایسه باید گفت که نپتون تقریبا 30 واحد نجومی و پلوتو تقریبا 39 واحد نجومی از خورشید فاصله دارند. استدلال اوورت جنین بود: دنباله دارهایی که دوره تناوب مدارشان 20 سال یا بیشتر است از تمام جهات به سوی خورشید می آیند، بنابراین منبع شان می باید کره ای پیرامون خورشید باشد، و از آنجایی که مدار این دنباله دارها بسیار کشیده است، می توان نتیجه گرفت که این کره می باید بسیار دور باشد. در سال 1350/1980 یک ستاره شناس اروگوئه ای به نام خولیو فرناندز پیشنهاد مشابهی را برای دنباله دارهای با دوره تناوب کمتر از 20 سال ارائه داد. او دریافت که این دنباله دارها، برخلاف نوعشان در ابر اوورت، در صفحه منظومه شمسی حرکت می کنند. این موضوع نشان می دهد که منبع آن ها نمی تواند ابری کروی باشد، بلکه قرصی سوراخی در مرکزش دارد که تمام منظومه شمسی تا مدار نپتون را در خود جای داده است. به این ترتیب فرناندز متوجه شد که منبع دنباله دارهای کوتاه دوره همان کمربندی است که پیش از این اجوورت و کویی پر با مدارکی متفاوت پی به وجودش برده بودند. هال لویسون از اعضای تیم تلسکوپ فضایی هابل می گوید: "کامپیوتری که در سال 1350/1980 از آن استفاده می کردند بسیار ابتدایی بود به همین علت قرناندز نتوانست مدل قرص کویی پر را به خوبی بازسازی کند. " در سال 1367/1988 اسکات ترمین از دانشگاه تورنتو و همکارانش مارتین دانکان و تامس کویین توانستند مدل کامپیوتری کارآمدی بسازند. این مدل نشان می داد که اغلب دنباله دارهای کوتاه دوره از قرص یا کمربند کویی پر سرچشمه می گیرند. اما هنوز هیچ عضوی از این کمربند مشاهده نشده بود تا اخترشناسان متقاعد شوند چنین چیزی وجود دارد. خانم جین لو از دانشگاه هاروارد با کمک سیاره شناسی به نام دیوید جیویت از دانشگاه هاوایی نخستین کسانی بودند که به جستجو برای یافتن اعضا کمربند کویی پر پرداختند. لو می گوید: "ما کارمان را از سال 1366/1987 آغاز کردیم، هدف اصلی ما این بود که ببینیم آیا فضای آن سوی سیاره ها خالی است یا نه، و چرا؟ من تمام مقاله های کویی پر و دیگران را خواندم، و به نظر می رسید جسمی در آن سوی نپتون نباشد. ما کاوشمان را چندین سال به طور متناوب ادامه دادیم، زیرا نمی توانستیم تمام وقت تلسکوپ را بگیریم. هیچکس بجز ما واقعاً به وجود این اجرام معتقد نبود!." در تابستان سال 1372/1992، لو و جیوت پنج شب آسمان را با تلسکوپ 2/2 متری دانشگاه هاوایی رصد کردند. در شب دوم، هنگامی که تصویر بارکه ای از آسمان را با تصویر شب اول آن مقایسه می کردند، نقطه ای نورانی یافتند که در تصویر شب دوم کمی جا به جا شده بود. در تصاویری که شب های بعدی که از این منطقه ی آسمان گرفتند، این نقطه به اندازه تار مویی تغییر مکان می داد. لو می گوید:" ما بسیار محتاط بودیم، بنابراین سه شب دیگر هم به جستجوی آن پرداختیم." لو و جیویت فاصله این جسم تازه را در حدود 44 واحد نجومی (فراتر از مدار نپتون) محاسبه کردند. قطر آن در حدود 200 کیلومتر و مدارش تقریباً دایره ای بود. این اولین عضو کمربند کویی پر بود که کشف شد و نام آن را 1992QB1 گذاشتند. چند ماه بعد، لویی و جیویت جسم دیگری را تقریباً با همان اندازه در این ناحیه یافتند و 1993FW نامیده شد. از آن پس حدود 20 عضو دیگر از این مجموعه یافتند که اگر یافته های دیگر گروه ها را به آن ها اضافه کنیم تهدادش به 28 می رسد. لو تخمی می زند احتمالا" در حدود 35000 جسم با این اندازه در نواحی بیرونی منظومه شمسی وجود دارد.

کمربند کویی پر



لامارک برای بیان چگونگی وقوع تکامل دو نظریه استعمال و عدم استعمال اندامها و ارثیبودن صفات اکتسابی را عنوان کرد. وی مشاهده کرد که اگر اندامی از بدن یک جاندار استفاده شود، بزرگ و کارآمدتر میشود و اگر عضوی بکار نیفتد، کوچک شده و تحلیل میرود. بنابراین جاندار در نتیجه ناهماهنگی در استفاده و عدم استفاده اندامهای مختلف بدن در طول عمر فرد، ممکن است تا حدی تغییر یابد و بعضی از صفات را کسب کند. لامارک اینگونه صفات اکتسابی را ارثی و قابل انتقال به اخلاف دانست.
این تئوری بسیار موفقیتآمیز بود و به اشاعه اندیشه تکامل کمک کرد. اما سرانجام معلوم شد که نظر لامارک، نادرست است. اینکه استفاده و عدم استفاده از اندامها به کسب صفتی میانجامد، درست است. ولی اشتباه لامارک در این بود که بر خلاف عقیده او صفات اکتسابی به ارث نمیرسند. یکی از تلاشهای آزمایشی مشهور که لامارکسیم را باطل ساخت، بهوسیله واهیمان، زیست شناس قرن ۱۹ صورت گرفت، که نشان داد از تولید مثل موشهایی که دمشان را بریدهاند، موشهای دارای دم طبیعی ایجاد میشود.
|
|
پیشرفتهایی که در سده اخیر نصیب علم ژنتیک شده است، تا حدود زیادی مرهون مطالعه و بررسی وراثت در باکتریها است. امروزه ثابت شده است که مکانیسمها ژنتیکی در باکتریها از نظر واکنشهای شیمیایی مشابه یاختههای یوکاریوت است. پروکاریوتها موجودات ساده و مناسبی برای بررسیهای ژنتیکی هستند. زیرا در آنها تنها یک مولکول DNA در هر یاخته وجود دارد و این DNA دارای ساختار کروموزمی پیچیدهای نیست. استفاده از میکروارگانیسمها به عنوان ابزار مطالعه ژنتیکی دارای نقاط ضعفی نیز است.
اول آنکه کوچکی اندازه این موجودات بررسی ویژگیهای ظاهری هر یاخته را دشوار میسازد. دوم آنکه تولید مثل جنسی در این موجودات وجود ندارد و یا بطور ناقص دیده میشود. پس از اینکه ساختار مولکولی DNA که نخستین بار بوسیله واتسون و کریک معرفی و ارائه شد، نحوه بیوسنتز آن را نیز در یاخته مشخص کردند. در اواخر سالهای 1950 ، کریک اصل بنیادی را مطرح کرد. این اصل بیان کننده چگونگی انتقال اطلاعات ژنتیکی از مولکول DNA به RNA و ترجمه آن در پروتئینها است.
|
در مطالعات اولیه برای همانندسازی سه الگو مطرح شد که شامل الگوهای حفاظتی ، نیمه حفاظتی و پراکنده است. در الگوی حفاظتی از روی مارپیچ دو رشتهای DNA ، یک مولکول کامل DNA ساخته میشود. در الگوی نیمه حفاظتی ابتدا دو رشته DNA از هم باز شده و در مقابل هر یک از رشتهها ، رشته مکمل ساخته میشود. در الگوی پراکنده ابتدا مولکول DNA به قطعاتی تقسیم میگردد و هر یک از قطعه رشته مکمل خود را سنتز میکند. واتسون و کریک با پژوهشهای خود بر روی مولکول DNA ، الگوی نیمه حفاظتی را منطقی و تنها راه همانند سازی میدانستند. سپس مزلسون و استال با انجام آزمایشهای بسیار ظریف و مهم ، درستی چنین الگویی را به اثبات رساندند.
مزلسون و استال برای اثبات فرآیند همانند سازی آزمایشی انجام دادند که به شرح زیر میباشد. آنها ابتدا یاختههای باکتری اشرشیاکلی را در محیط کشت ویژهای که نیتروژن آن از نوع سنگین (N15) بود، برای زمان معین کشت دادند و سپس یاختهها را به محیط کشت عادی که نیتروژن آن از نوع سبک (N14) بود، انتقال دادند و در محدودههای زمانی معین از یاختههای نسلهای اول ، دوم و سوم حاصل از محیط کشت جدید ، نمونه برداری کرده و DNA آنها را به روشهای اختصاصی جدا ساختند. نمونههای DNA بر روی گرادیان (شیب) چگالی کلرور منیزیم سانتریفوژ شده و در این روش ترکیبات مختلف بر اساس چگالی آنها جدا سازی میشوند.
بدین ترتیب DNA واجد وزنهای متفاوت از یکدیگر جدا میشوند. DNA معمولی که N14 دارد (DNA سبک) به علت داشتن چگالی کمتر در بالای لوله قرار میگیرد. در حالی که مولکول DNA با (N15 سنگین) در محلی پایین تر از DNA سبک واقع میشود. DNA های واجد مقادیر متفاوت N15 و N14 نیز در بینابین این دو حد جای میگیرند.
با کشت یاختههای دارای DNA واجد نیتروژن سنگین در محیط کشت حاوی نیتروژن سبک مشاهده میشود که مولکول DNA ماهیت سبک - سنگین پیدا میکند. یعنی دو رشته DNA کاملا از هم باز شده و رشتههایی در تکمیل هر یک از دو رشته قبل ساخته میشود. این رشتههای جدید همگی دارای نیتروژن سبک (محیط کشت جدید) هستند. با ادامه کشت در نسلهای دوم و سوم ملاحظه میشود که از میزان DNA سبک - سنگین کم شده و به DNA سبک افزوده میشود.
مزلسون و استال با چنین مشاهداتی نتیجه گرفتند که همانند سازی در مولکول DNA به طریق نیمه حفاظتی صورت میگیرد که مستلزم باز شدن دو رشته از هم و سنتز مولکول DNA جدید در مقابل هر رشته قدیم است. این پدیده به نام همانند سازی مشهور است.
آنزیمهایی هستند که پلیمر شدن زنجیرههای پلینوکلئوتیدی را کاتالیز میکنند. تا کنون سه نوع آنزیم پلیمراز به نامهای Ι و ΙΙ و ΙΙΙ جداسازی و مشخصات آنها ارائه شدهاند. از بین آنها آنزیم پلیمراز ΙΙΙ نقش اصلی را در سنتز DNA دارد. از خصوصیات مهم آن ، این است که منحصرا نوکلئوتیدها را در جهت '5 به '3 بهم متصل میکنند و در جهت عکس نمیتواند عمل کند. آنزیم پلیمراز ΙΙ نیز در مرحلهای از سنتز DNA وارد شده و سنتز را در جهت '3 به '5 پیش میبرد. و آنزیم پلیمراز I عمل ترمیم همانند سازی را انجام میدهد.
این آنزیم به مولکول DNA دو رشتهای متصل شده و با عمل خود موجب باز شدن دو رشته از یکدیگر میشود.
در مرحلهای از سنتز DNA وارد عمل شده و دو رشته DNA را بهم پیوند میدهد.
آنزیمی است که در ساختن قطعه کوچک RNA پرایمر ، هنگام همانند سازی وارد عمل شده و نوکلئوتیدهایی از نوع اسید ریبونوکلئوتید را به یکدیگر متصل میکند. تعدادی پروتئینهای ویژه وجود دارند که پس از باز شدن دو رشته DNA از یکدیگر به محلهای باز شده متصل شده و مانع اتصال مجدد دو رشته به یکدیگر میشوند.
|
در روی مولکول DNA نقاطی وجود دارند که همانند سازی از آنها آغاز میشود. این نقاط مبدا همانند سازی خوانده میشوند. در DNA باکتریها ، یک مبدا همانند سازی و در DNA موجودات عالی ، تعدادی زیادی از این مبدا وجود دارند. هنگام همانند سازی ابتدا آنزیم هلیکاز به مارپیچ دو رشتهای DNA متصل شده و پیچش DNA را در آن نقطه باز میکند. پرتئینهای DBP به ناحیه باز شده هجوم آورده و با اتصال به DNA تک رشتهای مانع از جفت شدن بعدی DNA میشوند.
ناحیهای را که هلیکاز به آن متصل میشود، چنگال همانند سازی مینامند. همانند سازی به صورت دو سویه است. آنزیم پلیمراز ΙΙΙ که اتصال نوکلئوتیدها را به یکدیگر به عهده دارد، فقط میتواند همانند سازی را در جهت 3 به 5 پیش ببرد. در این حالت دو رشته مولکول DNA در خلاف جهت یکدیگر هستند. در نتیحه رشتهای که در جهت '5 به '3 سنتز میشود، به راحتی سنتز DNA را آغاز کرده و پیش میبرد. این رشته به نام رشته راهنما معروف است. در همانند سازی این رشته را متوالی مینامند.
در مولکول DNA رشتهای که '5 آزاد دارد، سنتز DNA طبق آنچه درباره رشته راهنما ذکر شد، انجام نمیگیرد. دلیل آن این است که آنزیم پلیمراز ΙΙΙ نمیتواند نوکلئوتیدها را در جهت 3 به 5 کاتالیز کند. لذا میبایست مکانیسم دیگری برای سنتز این رشته از DNA وجود داشته باشد. این رشته DNA به نام رشته عمل کننده یا پیرو معروف است. در این حالت ابتدا دو رشته DNA در فواصل معینی از یکدیگر باز شده و آنزیم پریماز در آن محل قرار میگیرد و با استفاده از ریبونوکلئوتیدها ، RNA کوچکی ساخته میشود که RNA پرایمر نام دارد.
انتهای 3 این RNA کوچک که از روی الگوی DNA ساخته شده است، میتواند به آنزیم پلیمراز III امکان دهد تا دزاکسی ریبونوکلئوتیدها را به انتهای آن متصل کند. لذا در این رشته از مولکول DNA قطعاتی از DNA سنتز میشوند که قطعات اوکازاکی نام دارد. (اوکازاکی نخستین کسی بود که این قطعات سنتز شده DNA را با میکروسکوپ الکترونی مشاهده کرد).
در این حالت آنزیم پلیمراز I وارد عمل شده و به ترتیب یکی یکی ریبونوکلئوتیدها را در جهت 5 به 3 برداشته و به جای آنها نوکلئوتیدهای از انواع دزاکسی جایگزین میکند تا این که قطعات همه از نوع دزاوکسی شوند. سپس انتهای قطعات ساخته شده بوسیله آنزیم لیگاز به هم متصل شده و یک رشته ممتد DNA حاصل میشود. اندازه هر قطعه اوکازاکی حدود 1000 تا 2000 نوکلئوتید است.
علم ژنتیک یکی از شاخههای علوم زیستی است. بوسیله قوانین و مفاهیم موجود در این علم میتوانیم به تشابه یا عدم تشابه دو موجود نسبت به یکدیگر پی ببریم و بدانیم که چطور و چرا چنین تشابه و یا عدم تشابه در داخل یک جامعه گیاهی و یا جامعه جانوری ، بوجود آمده است. علم ژنتیک علم انتقال اطلاعات بیولوژیکی از یک سلول به سلول دیگر ، از والد به نوزاد و بنابراین از یک نسل به نسل بعد است. ژنتیک با چگونگی این انتقالات که مبنای اختلالات و تشابهات موجود در ارگانیسمهاست، سروکار دارد. علم ژنتیک در مورد سرشت فیزیکی و شیمیایی این اطلاعات نیز صحبت میکند.
|
علم زیست شناسی ، هرچند به صورت توصیفی از قدیمیترین علومی بوده که بشر به آن توجه داشته است. اما از حدود یک قرن پیش این علم وارد مرحله جدیدی شد که بعدا آن را ژنتیک نامیدهاند و این امر انقلابی در علم زیست شناسی بوجود آورد. در قرن هجدهم ، عدهای از پژوهشگران بر آن شدند که نحوه انتقال صفات ارثی را از نسلی به نسل دیگر بررسی کنند. ولی به دو دلیل مهم که یکی عدم انتخاب صفات مناسب و دیگری نداشتن اطلاعات کافی در زمینه ریاضیات بود، به نتیجهای نرسیدند.
اولین کسی که توانست قوانین حاکم بر انتقال صفات ارثی را شناسایی کند، کشیشی اتریشی به نام گریگور مندل بود که در سال 1865 این قوانین را که حاصل آزمایشاتش روی گیاه نخود فرنگی بود، ارائه کرد. اما متاسفانه جامعه علمی آن دوران به دیدگاهها و کشفیات او اهمیت چندانی نداد و نتایج کارهای مندل به دست فراموشی سپرده شد. در سال 1900 میلادی کشف مجدد قوانین ارائه شده از سوی مندل ، توسط درویس ، شرماک و کورنز باعث شد که نظریات او مورد توجه و قبول قرار گرفته و مندل به عنوان پدر علم ژنتیک شناخته شود.
در سال 1953 با کشف ساختمان جایگاه ژنها از سوی جیمز واتسون و فرانسیس کریک ، رشتهای جدید در علم زیست شناسی بوجود آمد که زیست شناسی ملکولی نام گرفت . با حدود گذشت یک قرن از کشفیات مندل در خلال سالهای 1971 و 1973 در رشته زیست شناسی ملکولی و ژنتیک که اولی به بررسی ساختمان و مکانیسم عمل ژنها و دومی به بررسی بیماریهای ژنتیک و پیدا کردن درمانی برای آنها میپرداخت ، ادغام شدند و رشتهای به نام مهندسی ژنتیک را بوجود آوردند که طی اندک زمانی توانست رشتههای مختلفی اعم از پزشکی ، صنعت و کشاورزی را تحتالشعاع خود قرار دهد.
ژنتیک را میتوان به سه گروه تقسیم بندی کرد.
|
ژنتیک مندلی یا کروموزومی بخشی از ژنتیک امروزی است که از توارث ژنهای موجود در روی کروموزومها بحث میکند، اما برعکس در ژنتیک غیر مندلی که به ژنتیک غیر کروموزومی نیز معروف است، توارث مواد ژنتیکی موجود در کلروپلاست و میتوکندری ، مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد.
نسبتهای فنوتیپی مندلی در مونوهیبریدها (3:1) ، تحت تاثیر عوامل متعددی چون غالبیت ناقص ، هم بارزی ، ژنهای کشنده ، نافذ بودن و قدرت تظاهر یک ژن و چند آللی قرار میگیرد که نسبتهای مندلی را تغییر میدهد.
آشنایی با قوانین علم احتمالات ، از نظر درک چگونگی انجام پدپدههای ژنتیکی ، پیش بینی فنوتیپی ، نتایج حاصله از یک آمیزش و برآورد انطباق نسبت فنوتیپی نسل اول و دوم ، با یکی از مکانیزمهای ژنتیکی دارای اهمیت فوقالعادهای میباشد.
پدیده پیوستگی ژنها (Linkage) بوسیله سوتون ، در سال 1903 ، عنوان گردید. سوتون با بیان اینکه کروموزومها حامل عوامل ارثی (ژنها) هستند، روشن نمود که تعداد ژنها به مراتب بیشتر از تعداد کروموزومها بوده و بنابراین هر کروموزوم ، میتواند حامل ژنهای متعددی باشد.
موتاسیون ژنی را در اصل ، بدن توجه به تغییرات ماده ژنتیکی ، برای بیان تغییرات فنوتیپی در جانوران یا گیاهان نیز بکار بردهاند و بدان مناسبت ، موجودی که فنوتیپ آن در نتیجه موتاسیون تغییر میکند را موتان میگویند.
شناخت امروزی ما در مورد مسیرهای اطلاعاتی از همگرایی یافتههای ژنتیکی ، فیزیکی و شیمیایی در بیوشیمی امروزی حاصل شده است. این شناخت در کشف ساختمان دو رشته مارپیچی DNA ، توسط جیمز واتسون و فرانسیس کریک در سال 1953 خلاصه گردید. .
|
ژنها قطعاتی از یک کروموزوم هستند که اطلاعات مورد نیاز برای یک مولکول DNA یا یک پلی پپتید را دارند. علاوه بر ژنها ، انواع مختلفی از توالیهای مختلف تنظیمی در روی کروموزومها وجود دارد که در همانند سازی ، رونویسی و ... شرکت دارند.
سلامت DNA بیشترین اهمیت را برای سلول دارد که آن را میتوان از پیچیدگی و کثرت سیستمهای آنزیمی شرکت کننده در همانند سازی ، ترمیم و نوترکیبی DNA ، دریافت. همانند سازی DNA با صحت بسیار بالا و در یک دوره زمانی مشخص در طی چرخه سلولی به انجام می رسد.
رونویسی توسط آنزیم RNA پلیمراز وابسته به DNA کاتالیز میشود. رونویسی در چندین فاز ، شامل اتصال RNA پلیمراز به یک جایگاه DNA به نام پروموتور ، شروع سنتز رونویسی ، طویل سازی و خاتمه ، روی میدهد. سه نوع RNA ساخته میشود.
پروتئینها در یک کمپلکس RNA پروتئینی به نام ریبوزوم ، با یک توالی اسید آمینههای خاص در طی ترجمه اطلاعات کد شده در RNA پیک ، سنتز میگردند.
بیان ژنها توسط فرآیندهایی تنظیم میشود که بر روی سرعت تولید و تخریب محصولات ژنی اثر میگذارند. بیشتر این تنظیم در سطح شروع رونویسی و بواسطه پروتئینهای تنظیمی رخ میدهد که رونویسی را از پروموتورهای اختصاصی مهار یا تحریک میکنند.
با استفاده از فناوری DNA نو ترکیبی مطالعه ساختمان و عملکرد ژن بسیار آسان شده است. جداسازی یک ژن از یک کروموزوم بزرگ نیاز دارد به، روشهایی برای برش و دوختن قطعات DNA ، وجود ناقلین کوچک که قادر به تکثیر خود بوده و ژنها در داخل آنها قرار داده میشوند، روشهایی برای ارائه ناقل حاوی DNA خارجی به سلولی که در آن بتواند تکثیر یافته و کلنیهایی را ایجاد کند و روشهایی برای شناسایی سلولهای حاوی DNA مورد نظر. پیشرفتهای حاصل در این فناوری ، در حال متحول نمودن بسیاری از دیدگاههای پزشکی ، کشاورزی و سایر صنایع میباشد.
|
ژنتیک علمی است جدید و تقریبا از اوایل سالهای 1900 میلادی با ظهور علوم سیتولوژی و سیتوژنتیک جنبه علمیتر به خود گرفته است. علم سیتولوژی با ژنتیک قرابت نزدیکی دارد و به کمک این علم میتوان مورفولوژی ، فیزیولوژی و وظایف ضمائم مختلف یک یاخته را مورد بررسی قرار داد. سیتوژنتیک نیز بخشی از علوم زیستی است که روی کروموزوم ، ضمائم یاخته و ارتباط آن با پدیدههای ژنتیکی بحث میکند و در واقع علم دورگهای از سیتولوژی و ژنتیک به شمار میرود.
| ساختمان مولکول DNA | ||||||
| در اواخر قرن نوزدهم یک بیوشیمیست آلمانی نشان داد که اسیدهای نوکلئیک ( مولکولهای زنجیری بلند که از واحد های ساختمانی کوچک تری به نام " نوکلئوتید" تشکیل شده اند . ) دارای قند، اسید فسفریک و چند باز نیتروژن دار میباشند. اندکی بعد مشخص شد که قند موجود در اسیدهای نوکلئیک میتواند ریبوز یا دئوکسی ریبوز باشد و لذا اسیدهای نوکلئیک به دو دسته DNA ( DeoxyriboNucleic Acid ) - که قند موجود در آنها دئوکسی ریبوز است - و ( RNA RiboNucleic Acid ) - که قند موجود در آنها ریبوز است - تقسیم میشوند. پس از کشف اسوالد اوری لازم شد تا ساختار دقیق مولکول DNA و شیوه عمل آن معین شود.
در سال 1948 لینوس پاولینگ (Linus Pauling) کشف کرد که بسیاری از مولکولهای پروتئینی به شکل یک مارپیچ (helix) هستند، و تقریباً شکلی شبیه فنر دارند. در سال 1950 نیز اروین شارگاف (Erwin Chargaff) نشان داد که اگرچه آرایش بازهای موجود در ساختار DNA بسیار متنوع است، اما همواره نسبت باز ادنین (A) و باز تیمین (T) موجود در آن با هم برابر است و همین طور نسبت باز سیتوزین (C) با باز گوآنین (G). این دو اکتشاف نقش مهمی را در آشکار شدن ساختمان مولکول DNA ایفا نمود. | ||||||
|
|
| ||||
|
در سال 1951، فرانکلین دریافت که DNA با توجه به میزان رطوبت هوای محیط، میتواند دو شکل متفاوت داشته باشد و بنابراین نتیجه گیری کرد که بخش فسفات مولکول در سمت خارجی آن قرار دارد. اندکی بعد او با استفاده از تصاویر اشعه X فهمید که DNA در حالت " مرطوب " (Wet) از تمامی ویژگی های یک مارپیچ (helix) برخوردار است؛ این احتمال که حالت دیگر مولکول DNA نیز به شکل | ||||||
تاریخ پژوهش در رخدادها و کارهای آدمی در گذشتهاست. هرچند غالباً این رشتهٔ مطالعاتی را در زیرگروهی از علوم انسانی یا علوم اجتماعی قرار دادهاند، با اینحال میتوان آن را به عنوان پلی بین این دو شاخه تلقی کرد؛ زیرا روشهای مطالعاتی مختلف آن از هر دو شاخه وام گرفته شدهاند. تاریخ به عنوان یک رشتهٔ مطالعاتی دارای شاخهها و گرایشهای جانبی زیادی است که از آن میان میتوان به تاریخشماری، تاریخنگاری، تبارشناسی، paleography، cliometrics اشاره کرد.
موّرخین از گذشته کوشیدهاند تا پرسشهای تاریخی را با پژوهش در اسناد نوشتاری پاسخ گویند. با اینحال پژوهشهای تاریخی تنها به این منبعها محدود نمیشوند. به طور کلی منبعِهای دانش تاریخی را میتوان به سه دسته تقسیم کرد: نوشتهها، گفتهها، بقایای مادی. تاریخنگاران برای کار خود از هر سه استفاده میکنند.
موّرخان غالباً به اهمیت نوشتههای تاریخی اشاره میکنند. این تأکید باعث ایجاد اصطلاح پیش از تاریخ شده که به دورانی که هنوز خط ساخته نشده بود اشاره میکند. تقسیم تاریخ به شکل پیش از تاریخ و پس از تاریخ بستگی زیادی به موضوع مورد مطالعه دارد زیرا خط در هر جای دنیا در زمان خاصی پدید آمدهاست.
توجه به گذشتهٔ انسان به طور طبیعی باعث تقیسم زمان به تکههای قابل اداره شدهاست. راههای زیادی برای تقسیم گذشته وجود دارد که از این میان میتوان به تقسیمهای تاریخشماری، فرهنگی و موضوعی اشاره کرد. این سه گونهٔ تقسیمبندی انحصاری نیستند و غالباً میتوان موارد تداخل را بین آنها مشاهده کرد. تمرکز روی مکان، زمان یا موضوعی خاص بین موّرخان امری عادی است و باعث تخصصگرایی در تاریخنگاری میشود. تاریخ برای دیگران، به شکل اصطلاحی کلی به معنای مطالعهٔ هر چیز دربارهٔ انسانهای پیشین در آمدهاست اما به تازگی حتی این محدوده هم توسط رشتههایی چون تاریخ بزرگ به چالش کشیده میشود. از روزگاران گذشته تاریخ را با هدفهای عملی یا نظری میخواندند اما امروزه آن را جهت کنجکاوی فکری هم مطالعه میکنند.
فهرست مندرجات |
واژهٔ تاریخ از واژهٔ فارسی ماهروز آمده که این واژه (ماهروز) پس از وامگیری از سوی عربی به شکل مورخ درآمده و پس از صرف شدن در دستگاه بابهای عربی ریشهٔ أرخ و سپس واژهٔ تاریخ از آن مشتق شدهاست.
اصطلاح فلسفه تاریخ، در قرن هیجدهم میلادی، توسط ولتر وضع شد. منظور وی از این اصطلاح، چیزی بیش از تاریخ انتقادی و علمی نبود؛ یعنی نوعی از تفکر تاریخی که در آن، مورخ به جای تکرار داستانهایی که در کتب کهن مییابد، خود به بازسازی آنچه واقع شده میپردازد. این نام توسط هگل و نویسندگانی دیگر، در پایان قرن هیجدهم به کار رفت، ولی آنها معنای کاملاً متفاوتی از این اصطلاح اراده کردند و آن را به معنای تاریخ کلی یا جهانی به کار بردند. سوّمین کاربرد این اصطلاح را در نوشتههای برخی از پوزیتویستهای قرن نوزدهم مییابیم. از نظر آنها وظیفه فلسفه تاریخ، کشف قوانین عامی بود که بر روند رویدادهایی که مورخ به شرح و نقل آنها میپردازد، حاکم است. وظایفی که ولتر و هگل بر عهده فلسفه تاریخ مینهادند، به وسیله تاریخ نیز قابل انجام بود ولی پوزیتویستها تلاش کردند تا از این طریق، تاریخ را نه فلسفه بلکه علمی تجربی قلمداد کنند. در هر یک از ین موارد کاربرد فلسفه تاریخ مفهوم خاصی از فلسفه مد نظر بود.
اگر چه تاریخ نگاری خالی از تعصب وجود ندارد*[1] (که معمولترین نوع آن تعصب ملیاست)، گاهی تاریخ میتواند از نظرگاهها و دریچههای تنگ ایدئولوژیک مورد مطالعه قرار گیرد. پیروان این ایدئولوژیها اعتقاد دارند که نسبت به نگرش تاریخی آنان بیمهری شده و هرآبنه این نگرش تاریخی مهجور نگهداشته شدهاست. برای نمونه:
نوعی از ژرف اندیشی تاریخی نیز وجود دارد که اصطلاحاً به آن تاریخ معنوی گفته میشود. این مقوله توسط تاریخ نویسانی مطرح شده که بررسی و ارزیابی مینمودند که اگر برخی از رویدادهی ویژه اتفاق نمیافتاد و یا به شکل دیگری رخ میداد؛ چه میشد.
اگر علاقمند باشید میتوانید به بخشهای منابع تاریخی مورد شک یا افسانههای تاریخی مراجعه نمایید. در آنجا فهرستی از باورها و رویدادهایی مشاهده میشود که در گذشته یا حال انتشار یافته و مورد توجه واقع میشوند ؛ در حالیکه ثابت شده حقیقت ندارند یا وقوع آنها به اثبات نرسیدهاست.
عناصر شیمی اطلاعاتی دیگر ایزوتوپ
کامل ترین نوع جدول تناوبی عناصر
دختر نابغه 14 ساله ايراني در آلمان
مينو ديت ليند تيزابي دختر 14 ساله ايراني كه در آلمان متولد شده و هماكنون ركورد دريافت ديپلم را در اين سن كم شكسته است موفق شده در 14 سالگي با معدل 0/1 كه بالاترين نمره است ديپلم بگيرد تا به امروز هيچ دانشآموزي نتوانسته در اين سن با چنين معدلي ديپلم بگيرد.
مينو كه با پدرش جمشيد تيزابي زندگي ميكند از محبت مادر محروم است. يك ماهه بود كه مادرش را از دست داد. مادرش آلماني تبار بود و با جمشيد كه ايراني بوده ازدواج ميكند. حاصل اين ازدواج دختري به نام مينو ديتليند است اما متاسفانه مادر فوت ميكند و مسئوليت تربيت و نگهداري مينو برعهده پدر قرار ميگيرد پدر نيز تا آنجا كه ميتواند سعي در تعليم و تربيت دخترش دارد. جمشيد تيزابي مهندس الكترونيك است. او ميگويد: حركات و رفتار هوشمندانه و نبوغ دخترش از همان دوران كودكي شروع شده. سه ساله بود كه به راحتي كتاب داستان مطالعه ميكرد. مينو در شش سالگي پس از يك تست هوش وارد كلاس سوم ميشود و كلاس پنجم را در مدت سه هفته به اتمام ميرساند. لذا موفق ميشود در سن 14 سالگي از دبيرستاني در جنوب شهر پفورز ديپلم بگيرد او هماكنون نيز منتظر نتايج دانشگاه هايدلبرگ يا مونيخ براي تحصيل در رشته پزشكي است.
يك انسان معمولي
او معتقد است كه نه تنها دختر نابغهاي نيست بلكه مانند همه انسانهاي ديگر معمولي است، اما معلمان وي ميگويند: او توانسته با چنين معدلي در اين سن و سال ديپلم بگيرد و بايد در رده نوابغ دنيا باشد. حتي دوستان و همكلاسيهاي وي نيز استعداد او را تاييد ميكنند. پدر مينو آرزو دارد دخترش وارد رشته پزشكي شود تا براي نجات جان انسانها قدمي بردارد. او تلاش در جهت نجات انسانها را يك وظيفه ميداند مينو نيز علاقه زيادي به تحقيق و پژوهش در اين رشته دارد. او ميخواهد پس از ورود به دانشگاه و كسب اطلاعات كافي يك مدرس شود.
رقابت دوستانه
مينو دختري آرام و مهربان است و رقابت را در حد عادلانه و به دور از حسادت، كينه و تقلب دوست دارد. به گفته خودش از دوران كودكي با دوست صميمي خود به نام «هانا» رقابت ميكرد هانا نيز دختري باهوش و بااستعداد بود و گاهي نمراتش از مينو بالاتر ميشد. همين مسئله مينو را تشويق به ارتقا درجات كرده است. مينو در گفتگو با مجله اشپيگل ميگويد: فردي عادي و معمولي مانند همه مردم و همكلاسيهايش است. او علاقه زيادي به ادبيات نيز دارد و زبان انگليسي را به خوبي ياد گرفته و داستانهاي «هريپاتر» را به زبان انگليسي خوانده است. تاكنون چند داستان كوتاه به زبان انگليسي نيز نوشته است. گفتني است مينو عليرغم هوش و نبوغ زيادش هنوز يك نوجوان است و دوست دارد حركات بچگانه انجام دهد.
به ورزش علاقهمند است. شكلات خيلي دوست دارد، بهويژه شكلاتهايي به شكل تخممرغ كه در آن جايزه هست. او دوست دارد شيطنتهاي كودكانه داشته باشد و بازي كند. در كلاس مدرسه هميشه آرام بوده است. او ميگويد دخترها آرام و حرف گوشكن هستند اما اين مسئله درباره پسرها صدق نميكند مينو تصميم دارد همه سعي و تلاش خود را براي موفقيت در دروس دانشگاهي به كار گيرد تا يك پزشك خوب، متبحر و وظيفهشناس شود كه هم به آرزوي پدرش جامه عمل بپوشاند و هم خودش گامي در جهت نجات جان انسانها بردارد...
مراقب گياهان خانه تان باشید! آنها فكر شما را ميخوانند!
بهتر است در حضور گياهان مراقب رفتار و افكارتان باشيد؛ چون آنها ميتوانند شما را ببينند، افكارتان را بخوانند و از تصميمات شما آگاه شوند. تا قرن هجدهم بنا به نظريه ارسطو اين اعتقاد وجود داشت كه «گياه داراي روح ولي فاقد احساس است». در كتاب پزشكي مكمل و درمانهاي موازي ميخوانيم: «در كهنترين سرزمين اسطورهاي لموريا افراد بسيار حساسي ميزيستند كه قادر بودند انرژي نباتات را حس كنند و از طريق هماهنگ كردن خود با ارتعاشات انرژيزاي گياهان خواص شفابخش آنها را تشخيص دهند.»
بالاخره كليو باكستر توسط آزمايشات خود نشان داد كه گياهان ميتوانند ببينند، احساسات خود را بيان كنند، عكسالعمل نشان دهند، افكار انسان را بخوانند، بترسند، خوشحال شوند و از تصميمات ما آگاه شوند.
«كليو باكستر يكي از پيشروان استفاده از دستگاه دروغسنج است. كار او آموزش افراد امنيتي و پليسهاي جوان بود كه از سراسر جهان به او مراجعه ميكردند. خود او نيز در تشكيلات پليس سابقه خدمت طولاني داشت. او در دفتر كارش گياه تزييني آپارتماني از نوع سوسنيها داشت. در سال 1996 ميلادي يك روز پس از فراغت از كار، فكر آزمايش دستگاه دروغسنج روي برگ سوسنيها به ذهنش خطور كرد. مگر نه اينكه تغيير رطوبت باعث تغيير مقاومت الكتريكي ميشود، پس دستگاه بايد در نتيجه آب دادن و رسيدن رطوبت حياتبخش به برگ گياه را نشان دهد. او يقين داشت كه آب دادن به گلدان باعث جذب تدريجي آب به ساقه و برگ گياه و پايين آمدن تدريجي مقاومت الكتريكي آن خواهد شد. باكستر الكترودهاي دستگاه دروغسنج را به برگ سوسني وصل و تعادل جريان الكتريكي را برقرار كرد. بر خلاف تصور باكستر به محض رسيدن رطوبت به برگ، دستگاه عبور جريان كمتري را نشان داد و پليگراف يك منحني نزولي دندانهدار روي كاغذ رسم كرد. باكستر نخست دچار شگفتي شد. ولي شگفتي بيشتر او وقتي بود كه متوجه شد، منحني به دست آمده شبيه منحني عكسالعمل انساني است كه در يك لحظه دچار هيجان شديد شده باشد. باكستر خود دچار هيجان شد، زيرا گياه با دريافت رطوبت حياتبخش آب، دچار هيجان شده بود و آن را بروز ميداد. او نتيجه گرفت: «گياهان احساسات خود را بيان ميكنند»قدم بعد وادار كردن گياه به واكنش شديدتر و مشاهده واكنش آن بود. از روشهاي شناخته شده پليس براي ايجاد تغيير حالت شديد در فرد، ايجاد ترس ناگهاني است. وي تصميم گرفت برگ متصل به الكترودهاي دستگاه دروغسنج را با آتش بسوزاند و به محض اينكه اين فكر از ذهن او گذشت و قبل از اينكه حركتي براي برداشتن كبريت يا فندك بكند، عقربه گالوانومتر با يك جهش، واكنش شديد گياه را نشان داد و قلم رسام پليگراف، يك منحني صعودي دندانهدار رسم كرد. باكستر كه هيچ حركتي براي سوزاندن برگ گياه نكرده بود و هيچ حادثه ديگري نيز در محوطه آزمايش رخ نداده بود، دچار اين گمان شد كه: «گياهان ميتوانند فكر ما را بخوانند».
باكستر با بيميلي و اكراه تداركات سوزاندن برگ را آماده ميكرد. اينبار منحني صعودي كوچكتري مشاهده شد. او متعاقبا وانمود كرد كه قصد سوزاندن برگ را دارد، ولي هيچگونه واكنشي از طرف گياه نشان داده نشد به نظر ميرسيد كه: «گياه قادر به تشخيص تصميم در مقابل تظاهر به تصميم است».
باكستر ابتدا تصور ميكرد كه چون گياه فاقد اعضاي حسي شبيه انسان است، بنابراين بايد حس ديگري در اين ارتباط دخالت داشته باشد. او به تدريج به اين عقيده رسيد كه سيستم ارتباطي گياه يك سيستم كليتر و فراگيرتر است. سيستم ارتباطي كاملتري كه در گياهان و همه موجودات وجود داشته و دارد. آزمايشات، آشكارا و بهطور غيرقابل انكار نشان ميداد گياه پس از مدتي واكنش و مقاومت، دچار بيهوشي شود يا اصلا بميرد. چنين حادثهاي وقتي اتفاق افتاد كه يك روانشناس كانادايي براي مشاهده دستاوردهاي باكستر به آزمايشگاه او رفت. اولين گياه مورد آزمايش هيچ واكنشي نشان نداد و همينطور گياه دوم تا پنجم و تنها گياه ششم واكنش بسيار ضعيفي از خود نشان داد.
باكستر وسايل آزمايش را بررسي كرد ولي هيچ نقصي در آنها مشاهده نشد در جستجوي علت شكست آزمايشات باكستر از روانشناس كانادايي در مورد كار و فعاليت او سوالاتي كرد و معلوم شد كه اين شخص يك كشنده گياه است و كارش اين است كه گياهان مختلف را در كوره برقي آزمايشگاه ميسوزاند تا وزن خشك و مواد آنها را براي آزمايش تعيين كند حدود 45 دقيقه پس از خروج روانشناس كانادايي از آزمايشگاه گياهان مورد آزمايش به هوش آمدند و مجددا در مقابل آزمايشات واكنش نشان دادنددر يك سري آزمايش ديگر، باكستر متوجه نوعي ارتباط ظريف و ناگسستني بين گياه و پرورنده آن شد. به نظر ميرسد كه وقتي يك گياه با انسان مرتبط و وابسته شد، اين ارتباط و وابستگي را فارغ از فاصله و حتي در ميان هزاران فرد ديگر حفظ ميكند.
راز زندگي گياهان
باكستر اعتقاد دارد كه ميوهها و سبزيجات ممكن است علاقهمند باشند كه خورده شوند و جزو انسان يا حيوان بشوند، مشروط بر اينكه اين عمل با نوعي انگيزه ايجاد ارتباط همراه باشد. اين اظهار نظر البته با بعضي عقايد سنتي و مذهبي تطبيق دارد. باكستر ميگويد كه محتمل است ميوه و سبزي خشنودتر باشند كه با خورده شدن، جزيي از يك موجود زنده و فعال بشوند تا اينكه پس از رسيدن به زمين بيفتند و بپوسند. همانطور كه انسان ترجيح ميدهد پس از مرگ به عالم بالاتري برود.
دستگاه دروغسنج يك وسيله الكترونيكي است كه با ثبت تغيير مقاومت يا رطوبت پوست بدن انسان، تغيير حالات او را نشان ميدهد. دو الكترود دستگاه به پوست دست بدن انسان وصل و مقاومت آن را تعيين ميكند. وقتي شخص مورد آزمايش به دليل اظهار دروغ يا موضوع خلاف واقع، تغيير حالت بدهد، دستگاه فورا تغيير مقاومت پوست را نشان ميدهد، بهطوري كه هر آزمايشكننده با تجربهاي مثل يك بازپرس ميتواند اين تغيير حالت و علت آن را درك و از آن نتيجهگيري كند
مفهوم بلوغ
نوجواني يک دوره بحراني است که در آن بلوغ اتفاق مي افتد . از نظر لغوي بلوغ در فرهنگ فارسي به معني « رسيدن » ، « رسيدن به سن رشد » ، « مرد شدن » ، « زن شدن » ، « رسيدگي و پختگي و به حد کمال رسيدن » آمده است . سازمان جهاني بهداشت ، نوجواني را به سنين ۱۰ تا ۱۹ اطلاق مي کند . اين دوره منشأ تغييرات زيادي در وجود شخص است و موجب مي شود که شخص به گونه اي متفاوت ، رفتار و احساس کند . نگاه نوجوان نسبت به جهان تغيير مي کند و گاه دچار تشويش و نگراني مي شود . تصميم گيري برايش مشکل مي شود که اين عوامل موجب بروز مشکلاتي در برخورد وي با خانواده و جامعه مي شود .
بلوغ دوره بحراني انتقال از مرحله کودکي به بزرگسالي و زمان اکتساب قدرت باروري است . دوره اي که تغييرات تکاملي در مغز و غدد بدن باعث تغييرات جسماني ، رواني ، روحي و رفتاري مي شود .
اهميت شناخت بلوغ و مسائل آنان
بلوغ يکي از حياتي ترين مراحل زندگي انسان است . اين مرحله زمان تغيير سريع رشد و نمو و تغييرات سريع اجتماعي است . هر چند در سنين بلوغ تمايل نوجوانان از خانواده به افراد همسن و سال خود تغيير پيدا مي کند . ولي مطالعات گسترده انجام شده در ايران نشان مي دهد که پسران در سنين پايين تر و دختران در سنين مختلف مايلند که منبع اطلاعات آنها والدينشان باشد . بنابراين آگاهي والدين از بلوغ ، نحوه آموزش و حل مشکلات نوجوانان قبل از بلوغ ، در هنگام بلوغ و بعد از آن بسيار مهم است .
تغييرات جسمي بلوغ در دختران
بلوغ عبارت از يکسري تغييرات جسمي و رواني که سلسله وار به دنبال هم اتفاق مي افتد و نهايتاً در پايان اين دوره ، نوجوان زمينه و آگاهي کافي جسمي و رواني را براي زن شدن پيدا مي کند .
علامتهاي جسمي بلوغ به دنبال يکسري تغييرات هورموني بدن که از طريق مغز ( سيستم هيپوفيز و هيپوتالاموس ) کنترل مي شود و ارتباط مستقيمي با تخمدان ( در دختران ) دارد ، ظاهر مي شود .
سن بروز تغييرات بدني در دوره بلوغ بسيار متغير است .
اکثر دختران در سنين ۹ تا ۱۳ سالگي نخستين تحولات دوره بلوغ را از خود نشان مي دهند .
يک تا دو درصد جمعيت شروع تغييرات بلوغ را در خارج از اين محدوده سني تجربه مي کنند . اين افراد را از نظر بلوغ زودرس و يا ديررس مي بايست ارزيابي کرد .
تغييرات دوران بلوغ در دختران عبارتند از :
رشد جسمي و قدي
جوانه زدن نوک پستانها و رشد آنها
پيدايش موهاي ناحيه تناسلي و زيربغل
قاعدگي
طول مدت رشد در پسرها طولاني تر از دخترهاست به طوري که معمولاً مردها قدبلندتر از زنها مي شوند .
علائم جسمي بلوغ در دختران
رشد قد
جهش رشد معمولاً در دختران حداقل ۲ سال زودتر از پسران اتفاق مي افتد و بسيار چشمگير است . به طوري که در مدت يک سال ميزان رشد ۲ برابر مي شود و قد حدود ۱۱-۶ سانتي متر بيشتر مي شود . جهش چشمگير رشد و حداکثر افزايش آن ، معمولاً دو سال بعد از جوانه زدن پستانها و يک سال قبل از شروع عادت ماهانه اتفاق مي افتد .
سرعت رشد در دختران به ميزان هورمون رشد و هورمون جنسي ( استروژن ) مربوط مي شود . هورمون رشد باعث افزايش رشد بخصوص در استخوانها و غضروف مي شود . ولي هورمون جنسي ( استروژن ) سبب بسته شدن مرکز رشد استخواني و کاهش و کند شدن رشد استخوان مي شود . به همين دليل است که بعد از شروع قاعدگي ، سرعت رشد قد کندتر مي شود و معمولاً بيش از ۶ سانتي متر افزايش نمي يابد .
رشد پستانها
مرحله بعدي ، رشد پستانهاست که معمولاً در سنين بين ۱۳-۹ روي مي دهد . به طور متوسط در ۹/۵ سالگي پستانهاي رشد مي کنند . جوانه زدن پستانها از نوک پستان شروع مي شود و به طور معمول دردناک ، حساس و در دو طرف همزمان است . در پايان دوره بلوغ ، رشد پستان کامل مي شود و به صورت پستان بالغ درمي آيد .
قاعدگي
آخرين مرحله بلوغ ، قاعدگي است که در سنين ۱۶-۱۰ و به طور متوسط در ۱۳ سالگي اتفاق مي افتد .
عامل وراثت ،عوامل محيطي از قبيل محل جغرافيايي و تماس با نور ، وضعيت سلامت و وزن و تغذيه و شرايط رواني در شروع سن بلوغ دخالت دارند . کودکاني که در مناطق گرم و کم ارتفاع و يا نقاط شهري زندگي مي کنند و يا چاق هستند زودتر بالغ مي شوند .
در پايان دوره بلوغ ، تغيير فرم بدن و پيدايش هيکل زنانه رخ مي دهد . به طوري که چربي به شکل زنانه در بدن توزيع مي شود . يعني لگن پهن و رانها کلفت مي شود . پستانها کاملاً رشد مي کند . همچنين علاوه بر قاعدگي ، رحم ، مهبل و اعضاي تناسلي زن نيز به اندازه کافي رشد مي کنند . اين مراحل معمولاً در ۱۸ سالگي کامل مي شوند . بر اثر ترشحات هورموني ، فعاليت غدد چربي و عرق نيز در دختران افزايش پيدا مي کند و ممکن است باعث پيدايش جوش در صورت و يا ساير اعضا بدن شود . اين جوشها نبايد دستکاري شوند زيرا در اين صورت عفوني مي شوند و پس از بهبودي اثرات آنها روي پوست باقي مي ماند . در صورتي که ميزان عرق کردن زياد باشد ممکن است لازم باشد دختران ( علاوه بر استحمام ) از اسپري زير بغل و يا لوسيونهاي ضد عرق استفاده کنند .
بهداشت جسمي بلوغ در دختران
توجه به نظافت پوست موجب زيبايي ، شادابي ، تبخير ، تعريق و تنفس پوستي و از بين رفتن بوي بدن مي شود . شستشو با آب ولرم و صابون سبب پاکيزگي پوست مي شود . در اين دوره غدد عرق ، ماده چربي با بوي بد ترشح مي کنند که سبب بد بو شدن بدن مي شود . شستشوي بدن و استحمام علاوه بر تميزي و نشاط و شادابي نوجوان ، سبب از بين رفتن بوي بد بدن نيز مي شود .
بنابراين بهترين و مهمترين وسيله نظافت پوست حمام کردن و شستن تمام بدن بوسيله آب گرم و صابون است .
استحمام مرتب براي سلامتي نوجوان لازم است . استحمام روزانه در دوران عادت ماهانه لازم است . البته توصيه مي شود از حمام کردن در وان خودداري شود . دردهاي دوران عادت ماهانه اغلب به دليل انقباضات عضلاني رحم بوجود مي آيند که مي توان آن را از طريق استحمام با آب گرم و يا استفاده از کيسه آب گرم به مدت ۱۵-۱۰ دقيقه تسکين داد .
در دوران عادت ماهانه ، شستشو و گرفتن طهارت ضروري است و سبب هيچ نوع بيماري نمي شود . با شستشوي خون ، بوي بد از بين مي رود و از مساعد شدن محيط براي رشد انواع ميکروبها جلوگيري مي شود .
در شروع بلوغ به علت فعاليتهاي هورمونهاي بدن ،فعاليت غدد پوست زياد شده ، باعث ايجاد جوش مي شود . جوشهاي صورت نبايد دستکاري شوند زيرا موجب عفونت و برجاي ماندن محل جوشها به شکل جاي زخم بر روي صورت مي شود . در موارد خفيف بايستي از طريق شستشوي مرتب با آب ولرم و صابون آنها را تميز نگهداشت و از دستکاري يا فشاردادن و کندن آنها خودداري کرد .
استفاده از حوله و وسايل بهداشتي شخصي و همچنين زدودن موهاي زائد بدن به روش صحيح ، از نکات ضروري است که بايد رعايت شود .
محافظت و پاکيزگي دست و صورت که بيشتر در معرض آلودگي هستند ، اهميت زيادي دارد . شستشوي مرتب پاها و مسواک زدن منظم و مرتب و صحيح دندان ها از نکات بهداشتي ضروري در همه دوره هاي زندگي و بخصوص در دوران بلوغ هستند . با رعايت بهداشت دهان و دندان ، پوست و ساير موارد بهداشت فردي ، نوجوانان مي توانند از ابتلا به بسياري از بيماريها پيشگيري کنند .
با اجتناب از مصرف سيگار و مواد زيان آور ديگر ، مي توان سبب حفظ و افزايش سطح تندرستي خود و جامعه شد . بسياري از انحرافات و مشکلاتي که دامنگير جوانان مي شود ( مثل اعتياد به مواد مخدر ) با کشيدن سيگار آغاز مي شود . براي مبارزه و پيشگيري از بروز اين مشکلات ، روي آوردن به مطالعه ، ورزش و تفريحات سالم مثل کوهنوردي ، معاشرت با دوستان شايسته و شرکت در فعاليت هاي هنري ،علمي و ورزشي به صورت فردي و گروهي ، روشهاي بسيار ضروري و مؤثري هستند .
ورزش مناسب ترين وسيله براي تأمين سلامت نوجوانان است . ورزش علاوه بر تفريح و تخليه انرژي نوجوان ،فوايد جسمي و رواني بسياري دارد . ورزش سبب بهبود کار سيستمهاي بدن شامل عضلات ، استخوانها و ... مي شود و قلب ، ريه و سيستم گردش خون را تقويت مي کند ؛ فشارهاي عصبي ، افسردگي و نگراني را کاهش مي دهد ؛ موجب گسترده شدن روابط اجتماعي و افزايش ظرفيت شخصيتي نوجوان و تقويت خودباروري ، احساس لياقت و توانايي او مي شود . انتخاب ورزش مناسب با توجه به ساختار بدني فرد و سلامت و بيماري وي و همچنين گزينش محيط مناسب براي ورزش از نکات اساسي است .
ناهنجاريهاي بلوغ
بلوغ زودرس :
گاهي اوقات علامتهاي بلوغ و حتي قاعدگي زودتر از ۸ سالگي شروع مي شود که به آن بلوغ زودرس مي گويند . بلوغ زودرس در دختران ۵ برابر شايعتر از پسرها است . در اغلب موارد ، علت آن ناشناخته است ، بعضي بيماريهاي تخمدان يا بعضي بيماريهاي ديگر و مصرف بعضي از داروها ممکن است موجب بلوغ زودرس شوند که در صورت بروز آن بايد به پزشک مراجعه کرد .
بلوغ ديررس :
تغييرات زيادي در محدوده سني بلوغ ديررس وجود دارد ، ولي معمولاً اغلب دختران در ۱۳ سالگي وارد مرحله بلوغ شده اند . بلوغ ديررس بسيار نادر است . در صورت عدم ظهور علائم بلوغ تا پايان ۱۶ سالگي بايد به پزشک مراجعه کرد . علل مختلفي از قبيل مشکل ژنتيکي و ناهنجاريهاي مختلف دستگاه تناسلي ممکن است موجب بروز بلوغ ديررس شوند .
تغييرات حاصل از بلوغ در پسران( توليد اسپرم ،تفييرات ظاهري،نعوظرويش مو در صورت و ....)
بلوغ دوره اي است كه طي آن مشخصات جنسي ظاهر و اعضاي جنسي بالغ مي شوند. در پسران، معمولاً بلوغ بين12 تا 15 سالگي شروع شده،3 تا4 سال طول مي كشد. غده هيپوفيز واقع در قاعده مغز شروع به ترشح هورمون هايي مي كند كه بيضه را براي توليد هورمون جنسي مردانه يعني تستوسترون تحريك مي كنند. اين هورمون ها باعث ايجاد تغييراتي مثل بزرگي اعضاي تناسلي و رشد موي بدن و سپس توليد اسپرم و افزايش ميل جنسي مي شوند. سن شروع بلوغ در پسرها بطور متوسط در 13 سالگي است. دختران حدود يك يا دو سال زودتر از پسران بالغ مي شوند. دوقلوها از هر جنسي كه باشند ديرتر به سن بلوغ مي رسند. درصدي از پسران و دختران كمي زودتر و يا كمي ديرتر از ميانگين سني ياد شده در بالا به سن بلوغ مي رسند. تا 10 سالگي پسر و دختر تفاوت هاي زيادي جز در اندامهاي جنسي با يكديگر ندارند، اما بين سنين 12 تا14 سالگي تفاوتهاي مشخصي بين دو جنس مشاهده مي شود. شواهدي در دست است كه رعايت بهداشت، سلامت جسمي،تغذيه خوب و مناسب، مراقبتهاي پزشكي دوران بارداري و پس از تولد، و نيز وراثت در سن شروع بلوغ تاثير مي گذارند. در شرايط كنوني در مقايسه با نسل قبلي بلوغ زودتر اتفاق مي افتد. بطور كلي بلوغ جنسي در پسران 2 تا 4 سال طول مي كشد، بدين ترتيب كه حدود يك تا دو سال براي تبديل حالت غيرجنسي به جنسي زمان لازم است كه بدنبال آن يك يا دو سال طول مي كشدكه اعضاي تناسلي رشد و تكامل يابند. از آنجايي كه مدت زمان رشد پسرها طولاني تر از دخترها است، معمولاً قد پسران بلندتر از دختران مي شود. لازم به يادآوري است كه تفاوتهاي فردي در سن شروع بلوغ و شاخص هاي رشد جسماني حتي در ميان كودكان يك خانوده به فراواني مشاهده مي شود.
توليد اسپرم
با فرا رسيدن زمان بلوغ، ساخت مداوم اسپرم در بيضه ها با سرعت حدود125 ميليون اسپرم در روز شروع مي شود. اسپرم ها در اطراف ديـواره هاي لوله هاي سمينيفر تكامـل پيـدا مــي كنند و دم هاي آنها كه آنها را قادر به شنا كــردن مـي كـنند، بـه سمت مركز لوله ها قرار مي گيرند. اسپرم بالغ در يك لوله پيچ در پيچ به نام اپيديديم كه پشت هر بيضه قرار دارد، نگهداري مي شود. سرانجام اسپرم ها يا در طي فعاليت جنسي با انزال بيرون مي روند و يا به داخل بدن بازجذب مي شوند.
بهداشت بلوغ پسران مراحل وخصوصيات آن
بلوغ يک دوره خاص و مشخصي است که از طريق بعضي تغييرات در تکامل و رشد فرد شناخته مي شود . اين تغييرات در هيچ زمان ديگري در طول حيات فرد اتفاق نمي افتد و ويژگيهاي خاصي دارد که مهم ترين آنها عبارتند از :
الف ) بلوغ دوره کوتاهي را شامل مي شود : بلوغ دوره نسبتاُ کوتاهي است و از ? تا ? سال طول مي کشد و معمولاً به سه مرحله تقسيم مي شود .
مرحله قبل از بلوغ : در اين مرحله صفات ثانويه جنسي پديدار مي شود ( پيدايش مو در صورت پسران و در ناحيه اندامهاي تناسلي هر دو جنس و تغيير آهنگ صدا در پسران ) ولي اعضاء تناسلي و توليد مثل هنوز کاملاً رشد نکرده اند . اين دوره که اوايل نوجواني است سنين ??-?? سالگي را شامل مي شود .
مرحله بلوغ جنسي : در اين مرحله ضمن ادامه بروز صفات ثانويه جنسي ، سلولهاي جنسي هم پيدا مي شوند و اسپرم هاي زنده در ادرار پسران يافت مي گردد . اين دوره که سنين ??-?? سالگي را در بر مي گيرد ، اواسط نوجواني است .
مرحله بعد از بلوغ ؛ در اين مرحله صفات ثانويه جنسي کاملاً ظاهر شده اند و عمل اعضاء تناسلي و توليد مثل کامل است . اين دوره که سنين ??-?? سالگي را شامل مي شود ، اواخر نوجواني است.
ب ) بلوغ زمان تغييرات سريع است : بلوغ يکي از دو مرحله در سرتاسر طول حيات زندگي هر فرد است که با تغييرات مشخص و رشد سريع در همه اندامهاي بدن همراه است . ( مرحله ديگر از دو مرحله ياد شده ، دوره جنيني و شش ماه اول زندگي نوزاد است ) . اين رشد سريع و ناگهاني يک تا دو سال قبل از اينکه پسر يا دختر به بلوغ جنسي برسند شروع مي شود و شش ماه تا يک سال بعد از آن هم ادامه مي يابد ، بنابراين دوره کامل اين مرحله رشد سريع حدوداً سه سال طول مي کشد . تغييرات ناگهاني و سريعي که هنگام بلوغ اتفاق مي افتد موجب سراسيمه شدن ، دستپاچگي و نگراني نوجوانان مي شود و در خيلي از موارد منجر به بروز رفتارهاي ناهنجار و غيرمطلوبي در آنان مي گردد .
ج ) بلوغ دوره منفي گرايي است : نوجوان در اوايل بلوغ دچار منفي بافي مي شود و نگرش و رفتاري منفي در پيش مي گيرد . جملاتي همچون « نه خودم از پسش برمي آيم » ، به من نگوئيد چه کار بکنم و چه کار نکنم » ، « کاري به کارم نداشته باشيد » در اين دوره به وفور شنيده مي شود . اين روش کوشش جديدي است تا نوجوان به والدين و اطرافيان خود بگويد و بفهماند که جوانان افکار و رفتاري دارند که مربوط به خودشان است . منفي بافي در واقع وسيله اي کلامي براي بيان خشم است . والدين ممکن است در اين مرحله درباره انتخاب دوستان ، همسالان ، آداب معاشرت و اصول و اعتقادات با فرزندان خود مشاجره کنند . بايد بدانيم افراد هر نسل از نظر نوع لباس و آرايش موها وانتخاب دوستان و رفقا با والدين خود اختلاف نظر دارند . البته والدين در طول حيات خود با استفاده از منابع و تجارب فراوان به باورها و اعتقاداتي رسيده اند که به آنها پاي بندند ولي بايد به آرامي وبا قابليت انعطاف پذيري ، خودشان را با شرايط جديد وفق دهند ؛ زيرا در مواردي که نظرها و ارزشهاي والدين به ميزان چشم گيري با عقايد نوجوانان متفاوت باشد احتمال پيدايش تعارض در نوجوان فزوني مي گيرد و او را دچار سردرگمي مي کند که عاقبت خوشي ندارد .
د ) سن رسيدن به بلوغ متفاوت است ؛ بلوغ مي تواند در هر زماني بين ?? تا ?? سالگي اتفاق افتد ، ولي متوسط سن بلوغ در دختران ?? سالگي است و پسران يک يا دو سال بعد از آن به سن بلوغ مي رسند . اين تفاوتها در سن بلوغ به همان اندازه که مربوط به خود فرد است به مسايل اجتماعي هم در هر دو جنس مربوط مي شود .
چون در مراحل بلوغ ( قبل از بلوغ ، بلوغ جنسي ، و بعد از بلوغ ) نوجوان با تغييرات و مشکلاتي مواجه مي شود ، بايد والدين و يا آنان که به نوجوان نزديکند به آرامي و با توضيح کافي او را در جريان اين تغييرات قرار دهند . بروز صفات ثانويه جنسي در مرحله قبل از بلوغ ، اولين انزال ( احتلام ) يعني خروج مني در پسران در زمان بلوغ ، آشنا کردن نوجوانان با مسايلي که در دوره بعد از بلوغ ممکن است براي آنان پيش بيايد ( مانند : استعمال مواد مخدر ، مشروبات الکلي ، مفاسد اجتماعي ، معاشرت و هم نشيني با دوستان ناباب و منحرف ، مشاهده فيلم هاي ويدئويي غيرمجاز و جنسي و ... ) از مواردي است که بايد به آن توجه کافي داشت . رعايت بهداشت فردي در زمان بلوغ و توجه به احکام شرعي و بجاي آوردن نماز ، روزه ، و غسل در مواقع لازم از ديگر مواردي است که بايد با دقت و بيان روشن براي نوجوانان شرح داده شود .
تغييرات جسمي در دوران بلوغ
هنگام رشد سريع و ناگهاني دوران بلوغ ، از نظر جسماني تغييراتي در نوجوانان به وجود مي آيد که اغلب موجب اضطراب ، دست پاچگي و نگراني آنها مي شود و اگر از اتفاقاتي که براي آنها پيش مي آيد اطلاع و آگاهي نداشته باشند چه بسا اين دل نگرانيها ادامه پيدا کند و در تعدادي از نوجوانان در مراحل زندگي اثرات سوء و زيان باري برجاي بگذارد . به طور کلي چهار تغيير مهم جسمي در نوجوانان پيدا مي شود که عبارتند از :
تغيير در اندازه بدن
تغيير در اندامهاي بدن
رشد و تکامل صفات اوليه جنسي
رشد و تکامل صفات ثانويه جنسي
تغيير در اندازه بدن
تغيير در اندازه بدن شامل افزايش وزن و طول قد است . افزايش سريع قد در مراحل اوليه بلوغ اتفاق مي افتد و حداکثر اين افزايش در پسران در ?? سالگي است . بيشترين افزايش طول قد در سال بعد از بلوغ است و بعد از آن سرعت رشد کاهش پيدا مي کند و اين کاهش تا سن ?? و ?? سالگي ادامه مي يابد . به علت دوره طولاني رشد ، قد پسران معمولاً بلندتر از دختران است .
افزايش وزن
افزايش وزن در هنگام بلوغ فقط مربوط به افزايش چربي نيست ، بلکه به رشد و تکامل استخوان و عضله نيز مربوط است . به همين جهت با وجود اينکه پسران و دختران در دوران بلوغ به سرعت افزايش وزن پيدا مي کنند ، باريک و لاغر و استخواني به نظر مي رسند . در پسران حداکثر افزايش وزن غالباً يک يا دو سال ديرتر از دختران پيش مي آيد و بيشترين مقدار آن در ?? سالگي است و بعد از آن افزايش وزن کمتر است . البته چاق شدن پسران و دختران در دوران بلوغ هم غير معمول نيست . در نزديک شروع بلوغ در سنين ?? تا ?? سالگي معمولاً در ناحيه شکم ، رانها ، گردن و گونه چربي جمع مي شود ولي بعد از کامل شدن بلوغ و زمانيکه رشد سريع قد شروع مي شود اين چربي ها به تدريج کمتر مي شوند .
تغيير در اندامهاي بدن
بعضي از نقاط بدن که در سالهاي اوليه زندگي به تناسب خيلي کوچک هستند در زمان بلوغ بزرگ مي شوند ؛ اين حالت بخصوص در بيني ، پاها و دستها بيشتر مشاهده مي شود . به هر حال بيشتر اين تغييرات قبل از بلوغ پايان مي پذيرد . در کودکان بزرگتر ، در مقابل تنه باريک و بلند ، شانه ها و قسمت تهيگاه ، پهن مي شوند و کمر هم عريض مي شود . ساقها به تناسب بيشتر از تنه رشد مي کنند و فرد در ابتدا بلند به نظر مي رسد به تدريج وقتي تنه کشيده شد و رشد کمر متوقف گرديد ، بدن اندازه و نسبتهاي فرد بالغ را پيدا مي کند . درست قبل از بلوغ ، رشد ساقها متناسب با رشد تنه نيست و اين حالت تا ?? سالگي ادامه مي يابد . در کودکاني که بلوغ ديررس دارند رشد ساقها براي مدت طولاني ادامه دارد ودر نتيجه اين کودکان ساقهاي بلندتري نسبت به همسالان خود دارند . خيلي از تغييرات ياد شده در بالا در بازوها هم اتفاق مي افتد و کودکاني که بلوغ ديررس دارند بازوهاي بلندتري دارند . اين تغييرات باعث مي شود يک نوجوان در ابتداي دوران رشد ظاهر متناسبي نداشته باشد .
صفات اوليه جنسي
صفات اوليه جنسي مربوط به فعاليت بيضه ها و آلت تناسلي است . بيضه ها غدد جنسي مردانه و عضو اصلي توليد مثل مرد هستند . اين غدد اسپرم مردانه و هورمون تستوسترون توليد مي کنند و توليد اسپرم در تمام طول حيات مرد ادامه دارد . بيضه ها در ?? سالگي فقط ?? درصد رشد دارند و بعد ازيک يا دو سال سرعت رشد آنها افزايش مي يابد و سپس کند مي شود به طوري که در ?? تا ?? سالگي اين رشد کامل مي گردد . بيضه ها در هواي گرم از بدن فاصله مي گيرند و برعکس در هواي سرد به بدن نزديکتر مي شوند . به طور طبيعي بيضه سمت راست کمي بالاتر از سمت چپ قرار دارند و بخوبي قابل لمس اند . اگر فردي تورم ، قرمزي يا سنگيني در بيضه هايش احساس کند و يا در هنگام لمس به توده سفتي بربخورد و يا اينکه يکي از بيضه ها را لمس نکند بايد با مشورت والدين خود به پزشک مراجعه کند . کمي بعد ازآنکه رشد سريع بيضه ها شروع شد رشد آلت تناسلي مشخصاً نمايان مي شود . اولين مرحله رشد طولي است و در تعقيب آن به تدريج بر قطر آلت افزوده مي شود . اندازه آلت تناسلي مانند ساير اندامها از فردي به فرد ديگر متفاوت است . بعضي از نوجوانان از نازکي آلت تناسلي خود نگران اند و براي مدتي اين احساس را دارند که رشد آن عادي نيست و ممکن است نتوانند وظايف زناشويي را انجام دهند ، که البته باور غلطي است . وقتي اعضاي تناسلي فرد عملاً فعال و بالغ شدند ، در اثر تحريک جنسي آلت تناسلي بزرگ و سفت مي شود که به اين حالت نعوظ مي گويند . علت نعوظ تجمع خون در آلت تناسلي است . بعد از نعوظ ممکن است مني ( مايع لزجي است که حاوي اسپرم يا نطفه مرد است ) از آن خارج شود . اين اولين انزال که يکي از معيارهاي بلوغ است معمولاً در هنگام خواب پيش مي آيد . اگر در مورد انزال چيزي به نوجوان گفته نشده باشد دچار نگراني و اضطراب خواهد شد ، ولي بايد بداند که اين يکي از مراحل رشد و تکامل است وامري طبيعي است که از سلامت وجود او خبر مي دهد و نبايد باعث نگراني شود .
صفات ثانويه جنسي
ظاهر پسران و دختران در مراحل رشد و تکامل دوران بلوغ بطور فزاينده اي با هم تفاوت پيدا مي کند . اين تغيير که معلول رشد تدريجي صفات ثانويه جنسي است آنها را از هم متمايز مي سازد . چون صفات مورد نظر مستقيماً ارتباطي با توالد و تناسل ندارند به آنها ثانويه گفته مي شود . تا وقتي که ظاهر پسر و دختر کودکانه است کششي نسبت به هم ندارند ولي وقتي صفات ثانويه جنسي نمايان شد اين کشش پيدا مي شود .
صفات ثانويه جنسي در مردان عبارتند از :
رويش موهاي زهار ( شرمگاه ) اين موها حدود يک سال بعد از شروع بزرگ شدن بيضه ها و آلت تناسلي ظاهر مي شوند . شروع رويش موها از ابتداي بلوغ تا ?? سالگي و قبل ازاولين انزال مي باشد . در ابتدا اين موها کم ، نازک و ظريف اند و بتدريج تيره رنگ ، زبر و مختصري پيچ دار مي شوند .
رويش موي صورت ، زيربغل وافزايش موي بدن : رويش اين موها پس از تکميل رشد موهاي زهار اتفاق مي افتد . بعضي افرد پرموتر از ديگران هستند و در بعضي ممکن است موهاي روي قفسه صدري رشد نکند .
زبر شدن پوست : پوست زبر مي شود و رنگ آن خاکستري مي گردد . منفذ پوست بازتر و وسيع تر مي شوند .
فعاليت غدد چربي : غدد چربي در پوست بزرگ و فعال مي شوند . در اثر افزايش فعاليت غدد چربي ممکن است جوشهايي روي صورت و پوست بدن ظاهر شوند که به آنها آکنه مي گويند و محل شايع آنها صورت است . اين جوشها نبايد دستکاري شوند زيرا در اثر دستکاري حالت چرکي پيدا مي کند و احتمال آنکه جايشان به صورت فرورفتگي در صورت باقي بماند بيشتر مي شود . اگر اين جوشها زياد شدند و ايجاد ناراحتي کردند بهتر است با مشورت والدين به پزشک مراجعه شود و از خوردن شيريني وغذاهاي چرب و پرادويه حتي المقدور خودداري شود . در ضمن غدد عرق زيربغل شروع به فعاليت ميکند و عرق کردن در مراحل پيشرفت بلوغ افزايش مي يابد . اين فعاليتهاي غدد چربي وعرق ممکن است سبب توليد بوي خاصي که کمي ناراحت کننده است شود .
تغيير صدا : تغيير صدا ناشي از رشد طنابهاي صوتي است . تغيير صدا در زمان رشد کامل صورت مي پذيرد . صدا در ابتدا خشن و بعد بم مي شود و در ابتدا کمي ناهنجار و شايد دورگه است ولي به تدريج آهنگ صدا مطلوبتر مي شود .
رشد عضلات : عضلات بخصوص عضلات سينه رشد مي کند و نيرو مي گيرد ؛ ساقها و بازوان و شانه ها شکل مي گيرند .
برآمدگي در محل پستان : برآمدگيهاي مختصري در اطراف نوک پستان در مردان بين ?? تا ?? سالگي ظاهر مي شود . اين حالت چند هفته طول مي کشد و سپس هم در تعداد و هم در اندازه کاهش مي يابند .
تعريف : به ظاهر شدن علائم بلوغ از جهت فيزيکي و هورموني در دختران قبل از سن ۸ سالگي و در پسران قبل از سن ۹ سالگي بلوغ زودرس اطلاق مي گردد . در ابتدا اين کودکان بلندتر از همسن هاي خود هستند . ولي بدليل بلوغ زودرس استخوانها ، در نهايت قد کوتاهتري در بلوغ خواهند داشت . در دختران با بزرگ شدن پستانها شروع پريود ماهانه ظاهر شده و در پسران با افزايش شهوت که بصورت اختلالات رفتاري تظاهر مي کند .
چرا بلوغ زودرس مهم است ؟
بلوغ زودرس از دو جنبه اهميت زيادي دارد ، جنبه اول علت ايجاد کننده آن است که پزشک متخصص با انجام آزمايشات لازم و پيگيريهاي منظم و دقيق نوجوانان مبتلا ، در طي مدت طولاني بدنبال علت ايجاد آن مي گردد و جنبه دوم اثر بلوغ زودرس روي رشد قدي و رواني نوجوان است .
علل ايجاد کننده علائم بلوغ زودرس کدامند ؟
در اکثر دخترها ،علت خاصي براي بلوغ زودرس ديده نمي شود و بيشتر جنبه خانوادگي دارد و در ساير افراد خانواده ( مادر يا خواهران وي ) نيز چنين حالتي ديده مي شود . ولي در مواردي بيماريهاي مهم دستگاه عصبي مرکزي مثل تومورهاي مختلف ، عفونت و التهاب مغز يا ضربه به جمجمه مي تواند اين حالت را ايجاد کند . گاهي کيست هاي تخمداني با توليد هورمون هاي جنسي زنانه باعث بلوغ زودرس مي شوند . در پسرها حالت سرشتي کمتر ديده مي شود و بيماريهاي زمينه اي مثل تومورهاي سيستم عصبي مرکزي بيشتر شايع است . لذا در اين کودکان ( پسر يا دختر ) بررسي مغز با MRI حتماً انجام مي شود . سونوگرافي از تخمدانها و شکم و بررسي آزمايشگاهي هورمون هاي مختلف و نيز تعيين سن استخواني انجام مي شود . در صورت طبيعي بودن معاينات و آزمايش ها ، حتماً بايد هر ۶ ماه يک بار توسط پزشک بررسي انجام شود .
عوارض بلوغ زودرس : کودکان در مقابل استرسهاي زمان جواني قرار مي گيرند و نمي دانند چه کار بايد بکنند . اين کودکان از نظر جسمي تظاهرات بلوغ را دارند ولي تجربه کافي را ندارند . دختران با ظاهر شدن علائم پريود ممکن است دچار مشکلات روحي گردند . در هر دو جنس بدليل افزايش تمايل به شهوت ، رفتارهاي ناهنجار مثل خودارضايي شيوع دارد .
علائم و تظاهرات : در دختران علائم ابتدا با بزرگ شدن پستان به شکل يکطرفه يا دوطرفه ظاهر مي شود و بعد از آن موهاي زهار و زيربغل ديده مي شوند و پريود شدن در مرحله انتهايي است ، دور نوک سينه تيره و ضخيم مي گردد و نوک سينه به جلو مي آيد . جوش نيز در صورت اين کودکان افزايش مي يابد .
در پسران اولين علامت بزرگ شدن بيضه و سپس بلوغ ديگر اجزاء اندام تناسلي است .
قد ابتدا در اين کودکان بزرگتر از همسن هاي خود مي باشد . صدا در اين کودکان ضخيم شده و موهاي صورت بصورت زوردسي در صورت ظاهر مي گردند .
بررسيهاي آزمايشگاهي و عکسبرداري : اندازه گيري ميزان هورمونهاي بلوغ مي تواند کمک کننده باشد . تصويربرداري سر بصورت راديوگرافي يا ام . آر . آي از نواحي مختلف مغز در تشخيص کمک کننده است .
آيا درمان بلوغ زودرس لازم است ؟
هنگاميکه بلوغ در سنين پائين شروع شود رشد قدي کودکان بيشتر مي شود و به نسبت کودکان هم سن خود قدبلندتري خواهند داشت ولي پس از ۳-۲ سال که بلوغ کامل شد ، رشد قدي متوقف شده و در نهايت بزرگسالان کوتاه قدي خواهند شد . از نظر شکل فيزيکي نيز ممکن است مشکلاتي ديده شود . بعلاوه از نظر رواني نيز اين کودکان دچار مشکلات زيادي خواهند شد .
رشد سينه ها يا ايجاد قاعدگي در دختران کم سن و يا رويش موهاي صورت و کلفتي صدا در پسران کم سن و مقايسه با ساير همسالان خود ، باعث بروز اضطراب شديد در اين کودکان و والدين آنها مي شود . بخصوص در دختران مبتلا ، احتمال سوء استفاده هاي جنسي نيز وجود دارد .
در صورت استفاده از هورمون هاي محرک گونادوتروپين با سرکوب توليد هورمون از تخمدانها يا بيضه ها باعث توقف يا پسرفت صفات ثانويه جنسي مي گردد . بعلاوه رشد قدي نيز ادامه مي يابد . بايد دقت شود که درمان بايد زود شروع شود . در صورت موفقيت ، درمان را تا رسيدن کودک به سن طبيعي بلوغ ادامه مي دهيم و سپس قطع مي کنيم تا بلوغ بطور طبيعي در سن طبيعي پيش رود . در واقع آگاهي والدين به نشانه هاي بلوغ زودرس با مراجعه زود و به موقع ، موفقيت درمان را بدنبال دارد . نکته مهم اين است که هوش اين کودکان طبيعي و حتي در مواردي بالاتر از کودکان هم سن خود است ولي بدليل تغييرات ظاهري و نيز تأثير هورمون ها ممکن است دچار اختلالات رفتاري ، حالتهاي تهاجمي و حتي افسردگي شوند . در واقع بلوغ زودرس براي کودک و خانواده او ، مشکل مهمي است و بخصوص در دختران مبتلا احتمال سوء استفاده جنسي و در پسران ، گرايش به پسران بزرگتر و تأثير پذيري از رفتارهاي نامناسب آن وجود دارد . لذا آموزش دقيق به والدين الزامي است .
والدين بايد با ايجاد يک ارتباط صادقانه و دوستانه با دختر يا پسر مبتلاي خود ، براي او توضيح دهند که پيدايش اين تغييرات در چه سني طبيعي است و حالا که در وي به صورت زودرس ايجاد شده ، چه مراقبت ها و درمانهائي ضروري است . ارتباط والدين با معلمان آنها ، در برقراري ارتباط دوستانه اين کودکان با هم سن و سالهاي خود بسيار حياتي است . در واقع در محيط مدرسه است که عدم توجه به شرايط جسمي و روحي اين کودکان مي تواند باعث بروز مشکلات رواني جدي گردد . و لذا معلمان آگاه و دلسوز در برقراري ارتباط طبيعي بين اين کودکان و همشاگرديهايشان نقش کليدي دارند.
روشهاي جراحي براي درمان توده هايي که در مغز بصورت نابجا هورمون ترشح مي کنند استفاده مي گردد .
پيش آگهي : در صورت درمان مناسب و به موقع علائم و رشد قدي بصورت طبيعي خواهد بود ، درمان قبل از سن استخواني ۱۲ سال براي دختران و ۱۳ سال براي پسران بايد شروع گردد .
جنگ جهانی دوم
پیاده شدن نیروهای متفقین در سواحل نرماندی در روز دی ،سردر اردوگاه آشوویتز ،رژه نیروهای آلمان نازی در اتریش ،سقوط برلین و اشغال آلمان به دست ارتش سرخ شوروی و دیگر متفقین و انفجار بمب اتمی در ناکازاکی ژاپن و پایان جنگ جهانی دوم
| |||||||
| جنگندگان | |||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| متفقین و دیگر متفقین |
متحدین و دیگر متحدین | ||||||
| فرماندهان | |||||||
| ژوزف استالین فرانکلین روزولت وینستون چرچیل چیانگ کی شک شارل دوگل |
آدولف هیتلر هیروهیتو بنیتو موسیلینی | ||||||
| تلفات | |||||||
| کشته شدگان نظامی بیش از ۱۴٬۰۰۰٬۰۰۰ شهروندان عادی ۳۶٬۰۰۰٬۰۰۰ مجموع ۵۰٬۰۰۰٬۰۰۰ |
کشته شدگان نظامی بیش از ۸٬۰۰۰٬۰۰۰ شهروندان عادی ۴٬۰۰۰٬۰۰۰ مجموع ۱۲٬۰۰۰٬۰۰۰ | ||||||
جنگ جهانی دوم (به انگلیسی:World War II) یکی از بزرگترین و پرهزینهترین جنگها در تاریخ جهان میباشد، اکثر ملتهای جهان درگیر جنگ بودند.[نیاز به ذکر منبع]آلمان در ۱ سپتامبر، ۱۹۳۹ به لهستان حمله کرد، این تاریخ متداول آغاز جنگ جهانی دوم در غرب میباشد. منابع دیگر حمله ژاپن به چین را در ۷ ژوئیه، ۱۹۳۷، آغاز جنگ میدانند، و همچنین حمله ژاپن به منچوری را در ۱۹۳۱ را نیز در این میان ذکر کردهاند.
فهرست مندرجات
دلایل آغاز جنگ جنگ جهانی دوم به دلایل بسیاری آغاز شد. بعضی از اصلی تربن آنها، بحران اقتصادی و تورم، درخواست غرامت جنگی از جمهوری وایمار آلمان پس از جنگ جهانی اول. رکود اقتصادی و نیاز ژاپن به مواد اولیه بود که باعث ظهور و رواج اندیشه فاشیسم و ملی گرایی، ظهور اندیشه دیکتاتوری و محدود کردن فکر و اندیشه شد. جنگ جهانی اول به پایان رسید، اما نظام سرمایهداری اروپا جنگ دیگری را آبستن بود. سرمایهداری اروپا از بازارهای پس از جنگ فربه شده بود. تنها چند ماه پس از جنگ جهانی اول بود که شوراهای انقلابی کارگری به ویژه در آلمان پدید آمده و شدیداً طبقهٔ حاکم را نگران کرده بودند. به همین خاطر طبقهی حاکم آلمان به تسلیح میلشیای ارتجاعی همت گمارد تا «خطر» انقلاب را برطرف کرده و بتواند روسیه را از حمایت کارگران اروپا محروم نماید. شوراهای انقلابی کارگری درهمکوبیده شدند و بحران اقتصادی بر جای ماند تا این که در سال ۱۹۲۹ میزان بیکاری به درجهای بیسابقه رسید. اشتهای استعماری قدرتهای بزرگ سرمایهداری و رقابتهایشان هم در این زمان به شدت تقویت شده بودند. دو اتفاق مهم آتش اولیه جنگ جهانی دوم را برافروخت، حمله ژاپن به چین (جولای ۱۹۳۷)و اشغال لهستان توسط آلمان (سپتامبر ۱۹۳۹). کشورهای درگیر جنگ جهانی دوم دو گروه بودند که به نام متفقین و متحدین شناخته میشوند. |
پیش زمینه جنگ
در آلمان چهار میلیون نفر بیکار بودند و از آن جایی که این کشور مستعمره نداشت، نمیتوانست محصولاتش را به فروش برساند. هیتلر سال ۱۹۲۵ در کتابی به نام نبرد من (Mein Kampf) اعلام کرد که باید در فکر «فضایی برای حفظ موجودیت نژادژرمن» بود و باید برای این مهم «به شرق نگریست». او سپس برای به دست آوردن بازارهای جدید برای محصولات آلمانی مسئلهی نابودی «یهودیت – بلشویسم» را مطرح نمود. این تنها کارفرمایان آلمانی از قبیل زیمنس، بایر، کروپ یا بُش نیستند که از نظرات هیتلر پشتیبانی کردند، و صندوقهای نازیسم را پر از پول و امکانات نمودند. کارفرمای فولادسازی تیسن ۱۰۰ هزار مارک طلا به نازیها داد و هیتلر سال ۱۹۳۳ به قدرت رسید. ورث در کتابی که سال ۱۹۶۴ به نام (روسیه در جنگ، از استالینگراد تا برلین)، منتشر نمود، چنین نوشت:«مبارزه با بلشویسم جهانی هدف اصلی سیاست آلمان بود.» هیتلر سال ۱۹۳۹ به تاریخدانی به نام کارل بورکهاردت گفت:«هر چه من در نظر دارم برضد روسیهاست. اگر غرب آن قدر احمق است تا این موضوع را بفهمد، من مجبورم با روسها سازش کنم تا غرب را به صورت نظامی شکست دهم و سپس تجدید قوا کرده و اتحاد شوروی را نابود نمایم.» عملاً غرب در سال ۱۹۴۰ از پای درآمد و هیتلر یک سال بعد علیه شوروی وارد عمل شد.
جنگ جهانی در اروپا
آلمان در ۱ سپتامبر، ۱۹۳۹ به لهستان حمله کرد، این تاریخ متداول آغاز جنگ جهانی دوم در غرب میباشد. در پی این با اعلام جنگ کشورهای انگلیس، فرانسه و بلژیک به آلمان جنگ جهانی دوم آغاز گشت.
روز ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ عملیاتی با نام رمز بارباروسا آغاز گشت. پنج میلیون سرباز ارتش هیتلری (Wehrmacht) به شوروی حملهای برقآسا کردند. روز ۳ مارس همان سال هیتلر دستوری با این مضمون صادر کرده بود:«تمام شوراها باید نابود شوند، هر سرباز آلمانی که در این راه قوانین بینالمللی جنگ را زیرپا بگذارد عفو و بخشوده میشود.»
ارتش فرانسه در سال ۱۹۴۰ فقط ۲۸ روز در برابر ارتش هیتلری دوام آورد و نابود گردید. پس از این شکست بود که روزنامهی آمریکایی نیویورک پست در شماره ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ نوشت:«باید معجزهای به بزرگی نازل شدن انجیل روی دهد تا ارتش سرخ بتواند در مدت کوتاهی از یک شکست کامل رهایی یابد.» کمی بیش از یک ماه بعد، در ژوئیه، ارتش آلمان در مقابله با ارتش سرخ ۲۰۰ هزار کشته داد و این تعداد ۴ برابر کل کشتهشدگان این ارتش در حملاتش در غرب بین سالهای ۱۹۳۹ و ۱۹۴۰ بود. در سال ۱۹۴۲ نبرد استالینگراد ۳۳۰ هزار سرباز آلمانی را کنار زد، در سال ۱۹۴۳ ارتش هیتلری ۵۰۰ هزارنفر را در نبرد کورسک معروف به نبرد تانکها از دست داد. نخبگان اس اس در این زمان به کلی نابود شدند. ارتش سرخ موفق گردید که ۶۰۷ لشکر از ۷۸۳ لشکر هیتلری را در تمام جبهههای جنگ نابود نماید.
در ۶ ژوئن ۱۹۴۴ نیروهای متفقین مرکب از ارتشهای کشورهای انگلستان، کانادا و ایالات متحده آمریکا به اتفاق واحدهایی از ارتش فرانسه آزاد عملیات پیاده شدن در ساحل نرماندی(ساحل کانال مانش) را آغاز کردند. هدف این اردوکشی، آزاد کردن فرانسه و سپس اروپای غربی از چنگال هیتلر و سبک کردن بار جنگ از دوش ارتش روسیه شوروی بود تا روسها بتوانند به سرعت آلمانیها را از خاک خود برانند. در نتیجه از دو بخش شرقی و غربی اروپا هیتلر در محاصره قرار گرفت و برلین در ۸ مه ۱۹۴۵ پس از خودکشی هیتلر سقوط کرد.در پی مرگ هیتلر دریادار فون دونیتس که از سوی هیتلر پیشوای دولت نازی شده بود تسلیم بی قید و شرط را در برابر متفقین پذیرفت.

هیتلر در پاریس اشغال شده و در مقابل برج ایفل
جنگ در افریقا و خاورمیانه
در افریقا:
«ژنرال اروین رومل» که در فوریه ۱۹۴۱ که با ادوات زرهی ناکافی به شمال افریقا فرستاده شده بود، در ابتدای پیاده شدن در افریقا به پیروزیهای حیرت انگیزی در مقابل بریتانیاییها دست یافته بود. در اواخر سال ۱۹۴۱ و اوایل سال ۱۹۴۲ که سوخت کافی به نیروهای وی رسیده بود، رومل با یک حمله برق آسا در ظرف یک هفته، سیصد مایل پیشروی کرد و از مرز مصر گذشت، ولی در ایستگاهی کوچک به نام «العلمین» متوقف شد. این به آن دلیل بود که متفقین که کلیدهای رمز آلمان و ایتالیا را کشف کرده بودند. به هر کاروان تدارکاتی به سرعت حمله میشد. توقف آلمانیها در «العلمین» فرصتی به بریتانیا داد تا نیروهای خود را تجدید کند، «ژنرال برنارد لاو مونتگومری» به فرماندهی سپاه هشتم بریتانیا منصوب شد. نیروهای بریتانیا آماده ضد حمله به آلمانیها شدند. نخستین جنگ رومل و مونتگومری به «جنگ علم حلفا» مشهور شد. نیروهای رومل نمیتوانستند از سد آتش توپخانه انگلیسیها بگذرند. در ضمن بیشتر سوخت ارسالی به افریقا به قعر دریا رفته بود. رومل تقاضای کمک سریع کرد، ولی این کمک هرگز به وی نرسید. مونتگومری در ۲۳ اکتبر، ضد حمله خود را با آتش شدید توپخانه آغاز کرد. این «نبرد دوم العلمین» بود که کار آفریکا کورپس رومل را یکسره کرد. غرق شدن چهار کشتی حامل بنزین در بندر «طبرق» سبب شد تا نیروی زرهی رومل از کار بیفتد. فاجعه دیگر زمانی رخ داد که نیروهای آمریکایی در مراکش و الجزایر در مسیر عقب نشینی رومل پیاده شدند. نیروهای آلمان و ایتالیا در شمال افریقا که ۹۱ هزار نفر بودند تا ماه مه همان سال تسلیم شدند. در نوشتههای رومل که پس از مرگش چاپ شدهاست، این جمله به چشم میخورد:
در خاورمیانه
در ایران: رجوع شود به اشغال ایران در جنگ جهانی دوم
انگیزه ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم
دولت ایالات متحده آمریکا در فاصله بین دو جنگ جهانی یعنی ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۹ در حالی که اروپا در یک بحران فزاینده اقتصادی به سر میبرد و این بحران هم در آمریکا به وجود آمد، اما دولت آمریکا و صاحبان صنایع چرخ صنایع خود را در جاده تولید صنایع نظامی به حرکت درآوردند، به طوری که در زمان آغاز جنگ دوم جهانی در اروپا در ۱۹۳۹ توانسته بود که در زمینه تولید هواپیما، کشتی جنگی و تجارتی، توپ و تانک و صنایع جنبی نظامی بیش از کشورهای روسیه، انگلستان، فرانسه و آلمان جنگ افزار تولید نماید. این حرکت در آمریکا باعث رونق صنایع و اقتصاد آمریکا شد اما محصولات تولید شده میبایستی در جایی مصرف شود تا روند تولید متوقف نشود. روزولت رئیس جمهور آمریکا در ابتدای جنگ اعلان بی طرفی کرد اما به فکر مصرف سلاحهای تولید شده بود. به این جهت در ۱۱ مارس ۱۹۴۱ قانونی از کنگره آمریکا به نام قانون وام و اجاره (The Lend Lease Act) به تصویب رسید. به دنبال تصویب این قانون بود که زیردریاییهای آلمان در اقیانوس اطلس مزاحم کشتیهای آمریکا شدند که برای انگلستان ملزومات نظامی حمل میکردند. به دنبال حمله ناگهانی ارتش آلمان به روسیه در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ و پیشرفت سریع ارتش هیتلر به سمت مسکو، لنینگراد و استالینگراد و اعلان جنگ میهنی در روسیه بر ضد تجاوز نازیسم، چرچیل از فرصت استفاده کرد و ضمن ملاقات با روزولت در عرشه کشتی «پرنس آف ولز» (Prince of Wales) ضمن محکوم کردن تجاوز به شوروی، روسها را به کمک آمریکا امیدوار ساخت. از آن پس عملاً دولت آمریکا نیز به متفقین پیوست و در ۲۵ اوت ۱۹۴۱ برای انتقال کمکهای انگلیس و آمریکا به شوروی خاک ایران اشغال شد و سیل کمکهای تسلیحاتی آمریکا به سوی روسیه شوروی سرازیر شد. واقعه حمله ژاپن که متحد آلمان بود، به بندر «پرل هاربور» در هاوایی باعث شد که آمریکا در دسامبر ۱۹۴۱ به آلمان اعلان جنگ داده و کشور ایالات متحده در این مرحله رسماً و عملاً با آلمان و ژاپن و ایتالیا وارد جنگ و جنگ از محدوده اروپا خارج شد و جنبه جهانی پیدا کرد.
در قطعنامهای که روز ۱۹ دسامبر ۱۹۲۷ در پانزدهمین کنگرهی حزب کمونیست شوروی تصویب شد، آمدهاست:«باید احتمال حملهی نظامی به شوروی را در نظر گرفت.» این تنها یک مصوبهی بیسرانجام برای کتابهای تاریخ نبود و دولت شوروی برای آن یک برنامهریزی دقیق کرد به طوری که ۱۵۲۳ کارخانه که سال ۱۹۴۱ با تهدید آلمان هیتلری روبهرو بودند به شرق کوههای اورال منتقل گشتند. استالین در سال ۱۹۳۷ تصمیم گرفت تا صفوف حزب را پاکسازی و تصفیه کنند. گوبلز در سال ۱۹۴۳ گفت:«ما گمان میکردیم که استالین با این کار ارتش سرخ را نابود میکند، اما عکس این قضیه اتفاق افتاد. بلشویسم قادر شدهاست تا تمام نیرویش را علیه دشمن خود به کار گیرد.» در ژوئن ۱۹۴۱ بود که حزب کمونیست شوروی ۹۵ هزار تن را بسیج کرد، در ۱۹۴۳ این حزب ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار تن عضو داشت و تقریباً همین تعداد در سازمان جوانان بودند که در جبههها فعالیت داشتند. حزب کمونیست در مناطق اشغالی هم نیروهای پارتیزان را سازماندهی کرد. تعداد پارتیزانها یک میلیون نفر بود که در ۱۰۰۰ واحد مخفی متشکل شده بودند. یک آمریکایی به نام اورل هاریمان در کتابی که سال ۱۹۷۵ به نام فرستاده ویژه منتشر نمود، نوشت:«استالین از روزولت اطلاعات بیشتری داشت، از چرچیل واقعگراتر بود و از جنبههای مختلفی بهترین فرمانده جنگی بود.»
نتیجهی سیاست تجاوزگرانه آلمان هیتلری در چهار سالی که از پی آمد زندگی ۲۷ میلیون از مردم شوروی را بلعید[1]، یعنی روزی ۱۸ هزار نفر. پنجاه درصد این کشتهشدگان خارج از شرایط «عادی» جنگ جان خود را از دست دادند. به جز اینان، ۳ میلیون روس در اردوگاههای آلمان و به ویژه در اتاقهای گاز از پای درآورده شدند. در بلاروس یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر در پی اشغالگری ارتش هیتلری کشته شدند و در لنینگراد هم یک میلیون نفر قربانی ۹۰۰ روز محاصره گشتند. نتیجهی سیاست جنگی آلمان هیتلری در چهار سالی که از پی آمد ۵۰ میلیون کشته در دنیا و تقسیم مجدد جهان بود.
بزرگترین جنایت جنگ دوم چه بود؟ کشتن 6میلیون یهودی در اردوگاههای مرگ ، مرگ مردم در لنینگراد، کشتار هزاران نفر در رم، کشتارهای دسته جمعی در پاریس و کشتار شهر درسدن آلمان...؟
۱۳ فوریه ۱۹۴۵ (۲ماه قبل از پایان جنگ) در حالی که پیروزی متفقین قطعی مینمود به فرمان چرچیل برای «پیشبرد سریع تر»، دستور محو شهر داده شد. ۲ هزار بمب افکن سهمگین متفقین طی ۴۸ ساعت شهر را به ویرانه تبدیل کردند. شدت انفجارها به حدی بود که آسفالت خیابانها نیز ذوب شد. آتش نشانی برای کمک به مردم بیگناه نبود. ۲۵۰ هزار نفر اهالی شهر طی ۲ روز جان باختند. درسدن را بی گمان میتوان فاجعه جنگ دوم جهانی در اروپا دانست. نظامیان انگلیسی و آمریکایی در پاسخ به این سؤال که دلیل چنین بمباران مدهشی چه بود تنها اظهار داشتند «بررسی توان هوایی» و حذف دشمن. اما اکنون پس از ۶۰ سال این سؤال باقی است اگر ارتشهای چند میلیون نفره متفقین این شهر را دور میزدند و به برلن بدون دفاع حمله میکردند چه میشد؟ باید به این نکته تلخ اعتراف کرد که جنایتکاران جنگ دوم تنها آلمانها نبودند.
تلفات آلمان در جنگ دوم در برخی منابع ۵ میلیون نفر اعلام شد که ۳/۳ میلیون نفر آن سرباز و ۱/۷ میلیون آن (تخمینی) مردم بیگناهی بودند که در بمباران کشته شدند. پس از پایان جنگ اعلام شد که ۱/۳ میلیون تن بمب بر سر ۱۳۱ شهر آلمان فرو ریخته شده که نتیجه آن بی خانمانی ۸ میلیون آلمانی بود.
پیروزی ارتش سرخ بر نازیسم و ارتش هیتلری تنها یک پیروزی برای مردم شوروی نبود، آثار آن در کشورهای غرب اروپا هم با نفوذ احزاب کمونیست در میان مردم پدیدار شد در سال ۱۹۴۶ نزدیک به ۲۸ ٪ به حزب کمونیست فرانسه رأی دادند. حزب کمونیست حتی در بلژیک در سال ۱۹۴۴ دوازده هزار عضو داشت و تعداد آنان یک سال بعد به ۱۰۳ هزار نفر افزایش یافت و از همین جا بود که طبقهی کارگر کشورهایی مانند ایتالیا، فرانسه، بلژیک و غیره توانستند دستاوردهای اجتماعی بسیاری را مطالبه کرده و به چنگ آورند.
چند سال پس از پیروزی ارتش سرخ بر آلمان هیتلری جنبشهای رهاییبخش ملی شکل گرفتند و یکی پس از دیگر بر استعمارگران پیروز شدند.
نویسنده امریکا یی ارنست همینگوی پس از پیروزی شوروی بر آلمان هیتلری در جنگ جهانی دوم نوشت: «هر انسانی که آزادی را دوست دارد بیش از طول عمرش به ارتش سرخ و شوروی سپاسگزاری بدهکار است.»
کنفرانس تهران با شرکت چرچیل، روزولت و استالین از ۲۸ نوامبر تا اول دسامبر ۱۹۴۳ به صورت سری برگزار شد. هدف کلی این کنفرانس توافق در مورد چهره جهان پس از پایان جنگ جهانی دوم بود.
جنگ در اروپا پس از تسلیم آلمان نازی در ۸ مه، ۱۹۴۵ پایان یافت، اما در آسیا و اقیانوس آرام تا بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی و بعد آن تسلیم ژاپن در ۲ سپتامبر، ۱۹۴۵ ادامه داشت.
بزرگترین اشتباهات هیتلر که منجر به تغییر سرنوشت جنگ شد:
- == ارتشهای درگیر == - - *ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم - *ارتش انگلیس در جنگ جهانی دوم - *ارتش ایتالیا در جنگ جهانی دوم - - - == منابع == - - *جنگ جهانی دوم - *پیمان عدم تجاوز آلمان - شوروی - * نقش ناشناخته شوروی در جنگ دوم جهانی - - == مرجع == - - *چرچیل، وینستون (۵۳- ۱۹۴۸)، جنگ جهانی دوم، ۶ جلد - *گیلبرت، مارتین (۱۹۹۵) جنگ جهانی دوم، فونیکس، شابِک ۱۸۵۷۹۹۳۴۶۲ - *کیگان، جوهان (۱۹۸۹) جنگ جهانی دوم - *لیدل هارت، سر باسیل (۱۹۷۰)، تاریخچه جنگ جهانی دوم، کسل کو؛ پَن بوک، ۱۹۷۳، لندن - *ویلیامسون موری و آلن آر. میلت (۲۰۰۰) جنگ به سوی پیروزی: جنگجویان جنگ جهانی دوم، شابِک ۰۶۷۴۰۰۱۶۳X - *ریچارد اُوری، چرا متفقین پیروز شدند، پیمیلکو، (۱۹۹۵). شابِک ۰۷۱۲۶۷۴۵۳۲ - *گرهارد اِل. وینبرگ، جهان به سوی جنگ افزارها: تاریخچه جهانی از جنگ جهانی دوم (۱۹۹۴) شابِک ۰۵۲۱۴۴۳۱۷۲ - - == جستارهای وابسته == - - *فاشیسم - *آدولف هیتلر - *حزب نازی - *نبرد استالینگراد - *نبرد کورسک - *ستون پنجم - *روز دی - *جنگ جهانی - - - - -
برای دستگیری اطلاعات بیشتر به اینجامراجعه کنید
برای دستگیری اطلاعات در مورد خورشید به اینجابروید.
پيدايش منظومه شمسي
منظومه ی شمسی خانواده ی خورشید است . چهار سیاره ی درونی ، عطارد ، زهره ، زمین و مریخ ، صخره ای و جامدند. بعد از مریخ شکاف پهنی با هزاران سیارک وجود دارد. سیارات بزرگ و بیرونی ، مشتری ، زحل ، اورانوس و نپتون کاملا" متفاوتند. سطح آنها از جنس گاز و همواره در حال تغییر است. منظومه ی شمسی همچنین مشتمل است بر قمر های سیارات ، دنباله دارها و گرد وغبار بین سیارات.
اکتشافات فضایی دانش ما را از سیارات دگر گون کرده است. کاوه های بدون سرنشین از نزدیکی اورانوس و تمام سیارات نزدیکتر عبور کرده اند . فرود های کنترل شده بر روی زهره و مریخ به عمل آمده اند و بشر بر روی کره ی ماه قدم نهاده است. نپتون تنها سیاره ای است که تاکنون با آن تماسی حاصل نشده است.
مدارهای سیارات
تمام سیارات به نحوی منظم به دور خورشید می گردند و همه آنها ، به جز زهره ، در جهت یکسانی به دور محورشان دوران می کنند (خلاف ساعت گرد ) . بعضی از سیارات خانواده ای از اقمار دارند که به دور آنها به همان نحوی گردش می کنند که تمام سیارات به دور خورشید می گردند (این هم خلاف ساعت گرد ) . مدارهای سیارات تقریبا" در صفحه ی یکسانی واقع هستند و بدین ترتیب در فضا شکل یک قرص را تشکیل می دهند ؛ نه یک کره را.
چند عکی از منظومه شمسی



انفجار بزرگ:

نیلز بور (1962 - 1885) ، از بنیانگذاران فیزیک کوانتوم ، در مورد چیزی که بنیان گذارده است، جملهای دارد به این مضمون که اگر کسی بگوید فیزیک کوانتوم را فهمیده ، پس چیزی نفهمیده است.
از یک رشتهی دراز ماکارونی پخته شروع میکنیم. اگر این رشتهی ماکارونی را نصف کنیم، بعد نصف آن را هم نصف کنیم، بعد نصف نصف آن را هم نصف کنیم و ... شاید آخر سر به چیزی برسیم، البته اگر چیزی بماند! که به آن مولکولل ماکارونی میتوان گفت؛ یعنی کوچکترین جزئی که هنوز ماکارونی است. حال اگر تقسیم کردن را باز هم ادامه بدهیم، حاصل کار خواص ماکارونی را نخواهد داشت، بلکه ممکن است در اثر ادامه تقسیم ، به مولکولهای کربن یا هیدروژن یا ... بر بخوریم.
این وسط ، چیزی که به درد ما میخورد (یعنی به درد نفهمیدن کوانتوم!) این است که دست آخر ، به اجزای گسستهای به نام مولکول یا اتم میرسیم. این پرسش از ساختار ماده که آجرک ساختمانی ماده چیست؟ ، پرسشی قدیمی و البته بنیادی است. ما به آن ، به کمک فیزیک کلاسیک ، چنین پاسخ گفتهایم: ساختار ماده ، ذره ای و گسسته است؛ این یعنی نظریه مولکولی.
ایدهی تقیسم کردن را در مورد چیزهای عجیبتری بکار ببریم، یا فکر کنیم که میتوان بکار برد یا نه. مثلا در مورد صدا. البته منظورم این نیست که داخل یک قوطی جیغ بکشیم و در آن را ببندیم و سعی کنیم جیغ خود را نصف ـ نصف بیرون بدهیم. صوت یک موج مکانیکی است که میتواند در جامدات ، مایعات و گازها منتشر شود. چشمههای صوت معمولا سیستمهای مرتعش هستند. ساده ترین این سیستمها ، تار مرتعش است که در حنجره انسان هم از آن استفاده شده است. براحتی و بر اساس مکانیک کلاسیک میتوان نشان داد که بسیاری از کمیتهای مربوط به یک تار کشیده مرتعش ، از جمله فرکانس ، انرژی ، توان و ... گسسته (کوانتیده) هستند.
گسسته بودن در مکانیک موجی پدیدهای آشنا و طبیعی است. امواج صوتی هم مثال دیگری از کمّیتهای گسسته (کوانتیده) در فیزیک کلاسیک هستند. مفهوم موج در مکانیک کوانتومی و فیزیک مدرن جایگاه بسیار ویژه و مهمی دارد و یکی از مفاهیم کلیدی در مکانیک کوانتوم است. پس گسسته بودن یک مفهوم کوانتومی نیست. این تصور که فیزیک کوانتومی مساوی است با گسسته شدن کمّیتهای فیزیکی ، همه مفهوم کوانتوم را در بر ندارد؛ کمّیتهای گسسته در فیزیک کلاسیک هم وجود دارند. بنابراین ، هنوز با ایده تقسیم کردن و سعی برای تقسیم کردن چیزها میتوانیم لذت ببریم!

فرض کنید بجای رشتهی ماکارونی ، بخواهیم یک باریکه نور را بطور مداوم تقسیم کنیم. آیا فکر میکنید که دست آخر به چیزی مثل «مولکول نور» (یا آنچه امروز فوتون مینامیم) برسیم؟ چشمههای نور معمولاً از جنس ماده هستند. یعنی تقریباً همه نورهایی که دور و بر ما هستند از ماده تابش میکنند. ماده هم که ساختار ذرهای ـ اتمی دارد. بنابراین ، باید ببینیم اتمها چگونه تابش میکنند یا میتوانند تابش کنند؟
در سال 1911، رادرفورد (947-1871) نشان داد که اتمها ، مثل میوهها ، دارای هسته مرکزی هستند. هسته بار مثبت دارد و الکترونها به دور هسته میچرخند. اما الکترونهای در حال چرخش ، شتاب دارند و بر مبنای اصول الکترومغناطیس ، «ذره بادارِ شتابدار باید تابش کند» و در نتیجه انرژی از دست بدهد و در یک مدار مارپیچی به سمت هسته سقوط کند. این سرنوشتی بود که مکانیک کلاسیک برای تمام الکترونها پیش بینی میکند. طیف تابشی اتمها ، بر خلاف فرضیات فیزیک کلاسیک گسسته است. به عبارت دیگر ، نوارهایی روشن و تاریک در طیف تابشی دیده میشوند.
اگر الکترونها به این توصیه عمل میکردند، همه مواد (از جمله ما انسانها) باید از خود اشعه تابش میکردند (و همانطور که میدانید اشعه برای سلامتی بسیار خطرناک است)، ولی میبینیم از تابشی که باید با حرکت مارپیچی الکترون به دور هسته حاصل شود اثری نیست و طیف نوری تابش شده از اتمها بجای اینکه در اثر حرکت مارپیچی و سقوط الکترون پیوسته باشد، یک طیف خطی گسسته است؛ مثل برچسبهای رمزینهای (barcode) که روی اجناس فروشگاهها میزنند.
یعنی یک اتم خاص ، نه تنها در اثر تابش فرو نمیریزد، بلکه نوری هم که از خود تابش میکند، رنگهای یا فرکانسهای گسسته و معینی دارد. گسسته بودن طیف تابشی اتمها از جمله علامت سؤالهای ناجور در مقابل فیزیک کلاسیک و فیزیکدانان دههی 1890 بود.
ماکسول (1879-1831) نور را به صورت یک موج الکترومغناطیس در نظر گرفته بود. از اینرو ، همه فکر میکردند نور یک پدیده موجی است و ایده «مولکول نور» ، در اواخر قرن نوزدهم ، یک لطیفه اینترنتی یا SMS کاملاً بامزه و خلاقانه محسوب میشد. به هر حال ، دست سرنوشت یک علامت سؤال ناجور هم برای ماهیت موجی نور در آستین داشت که به «فاجعه فرابنفش» مشهور شد. یک محفظهی بسته و تخلیه شده را که روزنه کوچکی در دیواره آن وجود دارد، در کورهای با دمای یکنواخت قرار دهید و آنقدر صبر کنید تا آنکه تمام اجزاء به دمای یکسان (تعادل گرمایی) برسند. در دمای به اندازه کافی بالا ، نور مرئی از روزنه محفظه خارج میشود (مثل سرخ و سفید شدن آهن گداخته در آتش آهنگری).
نمودار انرژی تابشی در واحد حجم محفظه ، برحسب رابطه رایلی- جینز در فیزیک کلاسیک و رابطه پیشنهادی پلانک در تعادل گرمایی ، این محفظه دارای انرژی تابشی است که آن را در تعادل تابشی ـ گرمایی با دیوارهها نگه میدارد. به چنین محفظهای «جسم سیاه» میگوییم. یعنی اگر روزنه به اندازهی کافی کوچک باشد و پرتو نوری وارد محفظه شود، گیر میافتد و نمیتواند بیرون بیاید. فرض کنید میزان انرژی تابشی در واحد حجمِ محفظه (یا چگالی انرژی تابشی) در هر لحظه U باشد.
چه کسری از این انرژی تابشی که به شکل امواج نوری است، طول موجی بین 546 (طول موج نور زرد) تا 578 نانومتر (طول موج نور سبز) دارند؟ جواب فیزیک کلاسیک به این سؤال برای بعضی از طول موجها بسیار بزرگ است! یعنی در یک محفظهی روزنه دار که حتماً انرژی محدودی وجود دارد، مقدار انرژی در برخی طول موجها به سمت بی نهایت میرود. این حالت برای طول موجهای فرابنفش شدیدتر هم میشود.
در سال 1901 ماکس پلانک (Max Planck: 1947-1858) اولین گام را بسوی مولکول نور برداشت و با استفاده از ایده تقسیم نور ، جواب جانانهای به این سؤال داد. او فرض کرد که انرژی تابشی در هر بسامد v به صورت مضرب صحیحی از hv است، که در آن h یک ثابت طبیعی (معروف به «ثابت پلانک») است. یعنی فرض کرد که انرژی تابشی در بسامد v از «بستههای کوچکی با انرژی hv» تشکیل شده است. یعنی اینکه انرژی نورانی ، «گسسته» و «بسته ـ بسته» است.
البته گسسته بودن انرژی بهتنهایی در فیزیک کلاسیک حرفِ ناجوری نبود، بلکه آنچه گیج کننده بود و آشفتگی را بیشتر میکرد، ماهیت «موجی ـ ذرهای» نور بود. این تصور که چیزی (مثلاً همین نور) هم بتواند رفتاری مثل رفتار «موج» داشته باشد و هم رفتاری مثل «ذره» ، به طرز تفکر جدیدی در علم محتاج بود.
اورانيوم كه ماده خام اصلي مورد نياز براي توليد انرژي در برنامه هاي صلح آميز يا نظامي هسته اي است، از طريق استخراج از معادن زيرزميني يا سر باز بدست مي آيد. اگر چه اين عنصر بطور طبيعي در سرتاسر جهان يافت ميشود اما تنها حجم كوچكي از آن بصورت متراكم در معادن موجود است.
هنگامي كه هسته اتم اورانيوم در يك واكنش زنجيره اي شكافته شود مقداري انرژي آزاد خواهد شد.
براي شكافت هسته اتم اورانيوم، يك نوترون به هسته آن شليك ميشود و در نتيجه اين فرايند، اتم مذكور به دو اتم كوچكتر تجزيه شده و تعدادي نوترون جديد نيز آزاد ميشود كه هركدام به نوبه خود ميتوانند هسته هاي جديدي را در يك فرايند زنجيره اي تجزيه كنند.

مجموع جرم اتمهاي كوچكتري كه از تجزيه اتم اورانيوم بدست مي آيد از كل جرم اوليه اين اتم كمتر است و اين بدان معناست كه مقداري از جرم اوليه كه ظاهرا ناپديد شده در واقع به انرژي تبديل شده است، و اين انرژي با استفاده از رابطه E=MC۲ يعني رابطه جرم و انرژي كه آلبرت اينشتين نخستين بار آنرا كشف كرد قابل محاسبه است.
اورانيوم به صورت دو ايزوتوپ مختلف در طبيعت يافت ميشود. يعني اورانيوم U۲۳۵ يا U۲۳۸ كه هر دو داراي تعداد پروتون يكساني بوده و تنها تفاوتشان در سه نوترون اضافه اي است كه در هسته U۲۳۸ وجود دارد. اعداد ۲۳۵ و ۲۳۸ بيانگر مجموع تعداد پروتونها و نوترونها در هسته هر كدام از اين دو ايزوتوپ است.
براي بدست آوردن بالاترين بازدهي در فرايند زنجيره اي شكافت هسته بايد از اورانيوم ۲۳۵ استفاده كرد كه هسته آن به سادگي شكافته ميشود. هنگامي كه اين نوع اورانيوم به اتمهاي كوچكتر تجزيه ميشود علاوه بر آزاد شدن مقداري انرژي حرارتي دو يا سه نوترون جديد نيز رها ميشود كه در صورت برخورد با اتمهاي جديد اورانيوم بازهم انرژي حرارتي بيشتر و نوترونهاي جديد آزاد ميشود.
اما بدليل "نيمه عمر" كوتاه اورانيوم ۲۳۵ و فروپاشي سريع آن، اين ايزوتوپ در طبيعت بسيار نادر است بطوري كه از هر ۱۰۰۰ اتم اورانيوم موجود در طبيعت تنها هفت اتم از نوع U۲۳۵ بوده و مابقي از نوع سنگينتر U۲۳۸ است.
دانشمندان هسته اي براي دست يابي هرچه بيشتر به ايزوتوپ نادر U۲۳۵ كه در توليد انرژي هسته اي نقشي كليدي دارد، از روشي موسوم به غني سازي استفاده مي كنند. براي اين كار، دانشمندان ابتدا كيك زرد را طي فرايندي شيميائي به ماده جامدي به نام هگزافلوئوريد اورانيوم تبديل ميكنند كه بعد از حرارت داده شدن در دماي حدود ۶۴ درجه سانتيگراد به گاز تبديل ميشود.

هگزافلوئوريد اورانيوم كه در صنعت با نام ساده هگز شناخته ميشود ماده شيميائي خورنده ايست كه بايد آنرا با احتياط نگهداري و جابجا كرد. به همين دليل پمپها و لوله هائي كه براي انتقال اين گاز در تاسيسات فراوري اورانيوم بكار ميروند بايد از آلومينيوم و آلياژهاي نيكل ساخته شوند. همچنين به منظور پيشگيري از هرگونه واكنش شيميايي برگشت ناپذير بايد اين گاز را دور از معرض روغن و مواد چرب كننده ديگر نگهداري كرد.
كيك زرد داراي خاصيت راديو اكتيويته است و ۶۰ تا ۷۰ درصد آنرا اورانيوم تشكيل ميدهد
غني سازي
هدف از غني سازي توليد اورانيومي است كه داراي درصد بالايي از ايزوتوپ U۲۳۵ باشد.
اورانيوم مورد استفاده در راكتورهاي اتمي بايد به حدي غني شود كه حاوي ۲ تا ۳ درصد اورانيوم ۲۳۵ باشد، در حالي كه اورانيومي كه در ساخت بمب اتمي بكار ميرود حداقل بايد حاوي ۹۰ درصد اورانيوم ۲۳۵ باشد.
يكي از روشهاي معمول غني سازي استفاده از دستگاههاي سانتريفوژ گاز است.
سانتريفوژ از اتاقكي سيلندري شكل تشكيل شده كه با سرعت بسيار زياد حول محور خود مي چرخد. هنگامي كه گاز هگزا فلوئوريد اورانيوم به داخل اين سيلندر دميده شود نيروي گريز از مركز ناشي از چرخش آن باعث ميشود كه مولكولهاي سبكتري كه حاوي اورانيوم ۲۳۵ است در مركز سيلندر متمركز شوند و مولكولهاي سنگينتري كه حاوي اورانيوم ۲۳۸ هستند در پايين سيلندر انباشته شوند.

اورانيوم ۲۳۵ غني شده اي كه از اين طريق بدست مي آيد سپس به داخل سانتريفوژ ديگري دميده ميشود تا درجه خلوص آن باز هم بالاتر رود. اين عمل بارها و بارها توسط سانتريفوژهاي متعددي كه بطور سري به يكديگر متصل ميشوند تكرار ميشود تا جايي كه اورانيوم ۲۳۵ با درصد خلوص مورد نياز بدست آيد.
آنچه كه پس از جدا سازي اورانيوم ۲۳۵ باقي ميماند به نام اورانيوم خالي يا فقير شده شناخته ميشود كه اساسا از اورانيوم ۲۳۸ تشكيل يافته است. اورانيوم خالي فلز بسيار سنگيني است كه اندكي خاصيت راديو اكتيويته دارد و از آن براي ساخت گلوله هاي توپ ضد زره پوش و اجزاي برخي جنگ افزار هاي ديگر از جمله منعكس كننده نوتروني در بمب اتمي استفاده ميشود.
يك شيوه ديگر غني سازي روشي موسوم به ديفيوژن يا روش انتشاري است.
دراين روش گاز هگزافلوئوريد اورانيوم به داخل ستونهايي كه جدار آنها از اجسام متخلخل تشكيل شده دميده ميشود. سوراخهاي موجود در جسم متخلخل بايد قدري از قطر مولكول هگزافلوئوريد اورانيوم بزرگتر باشد.
در نتيجه اين كار مولكولهاي سبكتر حاوي اورانيوم ۲۳۵ با سرعت بيشتري در اين ستونها منتشر شده و تفكيك ميشوند. اين روش غني سازي نيز بايد مانند روش سانتريفوژ بارها و باره تكرار شود.
راكتور هسته اي
اورانيوم غني شده ، معمولا به صورت قرصهائي كه سطح مقطعشان به اندازه يك سكه معمولي و ضخامتشان در حدود دو و نيم سانتيمتر است در راكتورها به مصرف ميرسند. اين قرصها روي هم قرار داده شده و ميله هايي را تشكيل ميدهند كه به ميله سوخت موسوم است. ميله هاي سوخت سپس در بسته هاي چندتائي دسته بندي شده و تحت فشار و در محيطي عايقبندي شده نگهداري ميشوند.
در بسياري از نيروگاهها براي جلوگيري از گرم شدن بسته هاي سوخت در داخل راكتور، اين بسته ها را داخل آب سرد فرو مي برند. در نيروگاههاي ديگر براي خنك نگه داشتن هسته راكتور ، يعني جائي كه فرايند شكافت هسته اي در آن رخ ميدهد ، از فلز مايع (سديم) يا گاز دي اكسيد كربن استفاده مي شود.

براي توليد انرژي گرمائي از طريق فرايند شكافت هسته اي ، اورانيومي كه در هسته راكتور قرار داده ميشود بايد از جرم بحراني بيشتر (فوق بحراني) باشد. يعني اورانيوم مورد استفاده بايد به حدي غني شده باشد كه امكان آغاز يك واكنش زنجيره اي مداوم وجود داشته باشد.
براي تنظيم و كنترل فرايند شكافت هسته اي در يك راكتور از ميله هاي كنترلي كه معمولا از جنس كادميوم است استفاده ميشود. اين ميله ها با جذب نوترونهاي آزاد در داخل راكتور از تسريع واكنشهاي زنجيره اي جلوگيري ميكند. زيرا با كاهش تعداد نوترونها ، تعداد واكنشهاي زنجيره اي نيز كاهش ميابد.
حدودا ۴۰۰ نيروگاه هسته اي در سرتاسر جهان فعال هستند كه تقريبا ۱۷ درصد كل برق مصرفي در جهان را تامين ميكنند. از جمله كاربردهاي ديگر راكتورهاي هسته اي، توليد نيروي محركه لازم براي جابجايي ناوها و زيردريايي هاي اتمي است.
براي بازيافت اورانيوم از سوخت هسته اي مصرف شده در راكتور از عمليات شيميايي موسوم به بازفراوري استفاده ميشود. در اين عمليات، ابتدا پوسته فلزي ميله هاي سوخت مصرف شده را جدا ميسازند و سپس آنها را در داخل اسيد نيتريك داغ حل ميكنند.

در نتيجه اين عمليات، ۱% پلوتونيوم ، ۳% مواد زائد به شدت راديو اكتيو و ۹۶% اورانيوم بدست مي آيد كه دوباره ميتوان آنرا در راكتور به مصرف رساند.
راكتورهاي نظامي اين كار را بطور بسيار موثرتري انجام ميدهند. راكتور و تاسيسات باز فراوري مورد نياز براي توليد پلوتونيوم را ميتوان بطور پنهاني در داخل ساختمانهاي معمولي جاسازي كرد. به همين دليل، توليد پلوتونيوم به اين طريق، براي هر كشوري كه بخواهد بطور مخفيانه تسليحات اتمي توليد كند گزينه جذابي خواهد بود.
كلاهك هسته اي شامل گوي پلوتونيومي است كه اطراف آنرا پوسته اي موسوم به منعكس كننده نوتروني فرا گرفته است. اين پوسته كه معمولا از تركيب بريليوم و پلونيوم ساخته ميشود، نوترونهاي آزادي را كه از فرايند شكافت هسته اي به بيرون ميگريزند، به داخل اين فرايند بازمي تاباند.

كلاهك هسته اي شامل گوي پلوتونيومي است كه اطراف آنرا پوسته اي موسوم به منعكس كننده نوتروني فرا گرفته است. اين پوسته كه معمولا از تركيب بريليوم و پلونيوم ساخته ميشود، نوترونهاي آزادي را كه از فرايند شكافت هسته اي به بيرون ميگريزند، به داخل اين فرايند بازمي تاباند.
استفاده از منعكس كننده نوتروني عملا جرم بحراني را كاهش ميدهد و باعث ميشود كه براي ايجاد واكنش زنجيره اي مداوم به پلوتونيوم كمتري نياز باشد.
براي كشور يا گروه تروريستي كه بخواهد بمب اتمي بسازد، توليد پلوتونيوم با كمك راكتورهاي هسته اي غير نظامي از تهيه اورانيوم غني شده آسانتر خواهد بود. كارشناسان معتقدند كه دانش و فناوري لازم براي طراحي و ساخت يك بمب پلوتونيومي ابتدائي، از دانش و فنآوري كه حمله كنندگان با گاز اعصاب به شبكه متروي توكيو در سال ۱۹۹۵ در اختيار داشتند پيشرفته تر نيست.
چنين بمب پلوتونيومي ميتواند با قدرتي معادل ۱۰۰ تن تي ان تي منفجر شود، يعني ۲۰ مرتبه قويتر از قدرتمندترين بمبگزاري تروريستي كه تا كنون در جهان رخ داده است.
بمب اورانيومي
هدف طراحان بمبهاي اتمي ايجاد يك جرم فوق بحراني ( از اورانيوم يا پلوتونيوم) است كه بتواند طي يك واكنش زنجيره اي مداوم و كنترل نشده، مقادير متنابهي انرژي حرارتي آزاد كند.
يكي از ساده ترين شيوه هاي ساخت بمب اتمي استفاده از طرحي موسوم به "تفنگي" است كه در آن گلوله كوچكي از اورانيوم كه از جرم بحراني كمتر بوده به سمت جرم بزرگتري از اورانيوم شليك ميشود بگونه اي كه در اثر برخورد اين دو قطعه، جرم كلي فوق بحراني شده و باعث آغاز واكنش زنجيره اي و انفجار هسته اي ميشود.
كل اين فرايند در كسر كوچكي از ثانيه رخ ميدهد.
جهت توليد سوخت مورد نياز بمب اتمي، هگزا فلوئوريد اورانيوم غني شده را ابتدا به اكسيد اورانيوم و سپس به شمش فلزي اورانيوم تبديل ميكنند. انجام اين كار از طريق فرايندهاي شيميائي و مهندسي نسبتا ساده اي امكان پذير است.

قدرت انفجار يك بمب اتمي معمولي حداكثر ۵۰ كيلو تن است، اما با كمك روش خاصي كه متكي بر مهار خصوصيات جوش يا گداز هسته اي است ميتوان قدرت بمب را افزايش داد.
در فرايند گداز هسته اي ، هسته هاي ايزوتوپهاي هيدروژن به يكديگر جوش خورده و هسته اتم هليوم را ايجاد ميكنند. اين فرايند هنگامي رخ ميدهد كه هسته هاي اتمهاي هيدروژن در معرض گرما و فشار شديد قرار بگيرند. انفجار بمب اتمي گرما و فشار شديد مورد نياز براي آغاز اين فرايند را فراهم ميكند.
طي فرايند گداز هسته اي نوترونهاي بيشتري رها ميشوند كه با تغذيه واكنش زنجيره اي، انفجار شديدتري را بدنبال مي آورند. اينگونه بمبهاي اتمي تقويت شده به بمبهاي هيدروژني يا بمبهاي اتمي حرارتي موسومند.
چند عکس از انفجار بمب های هسته ای:











اسیدها:ماده ای ترش که روی خاک کف می کند
اسید های خانگی:آبلیمو- آب زرشک-سرکه-آبغوره-آب میوه های ترش مزه-ویتامینC-آسپرین-جوهرنمک
اسید های شیمیایی:
|
فرمول شیمیای |
نام فارسی |
نام علمی |
|
HCl |
اسید معده،جوهرنمک |
هیدروکلریک اسید |
|
H2SO4 |
جوهرگوگرد |
سولفوریک اسید |
|
HNO3 |
جوهرشوره |
نیتریک اسید |
|
CH3COOH |
جوهرسرکه |
استیک اسید |
|
HF |
|
هیدروفلوریک اسید |
|
H2CO3 |
|
کربنیک اسید |
|
|
جوهرلیمو |
ستریک اسید |
|
|
جوهرمورچه |
فرمیک اسید |
|
|
آسپرین |
سالیسیلیک اسید |
|
|
Cویتامین |
آسکورپیک اسید |
عامل مشترک اسیدها +H اسیدها......یک است
نمک ها:
1:....ید کلرید،کربید،...
2:....ات کربات،سولفات،...
3:....یت سولفات،نیتریت،...
بازها: ماده ای است تلخ و لزج(حس صابونی)
بازها ی خانگی:آب دهان-صابون-مایع ظرفشویی-اکثرشامپوها-وایتکس(آب ژاول)-چنته-
تمام شوینده ها(دترجنتها)-آب پوست پرتقال
بازها ی شیمیایی
نام علمی نام فارسی فرمول شیمیای سدیم هیدروکسید سود سوزآور NaOH پتاس هیدروکسید پتاس،کودشیمیایی KOH کلسیم هیدروکسید آب آهک Ca(OH)2 منیزیم هیدروکسید شربت شیره منزی Mg(OH)2 آلومنیم هیدروکسید شربت معده Al(OH)2 آمونیم هیدروکسید محلول آمونیاک NH3+H2O=NH4OH
عامل مشترک بازها OH_ بازها.....هیدروکسید
|
نام معرف |
رنگ در محیط خنثی |
رنگ در محیط اسیدی |
رنگ در محیط بازی |
|
تورنسیل(لیتموس) |
بنفش |
قرمز |
آبی |
|
فنل فتائین(معرف بازها) |
بی رنگ |
بی رنگ |
ارغوانی(گلی) |
|
برموتیل بلو (معرف اسیدها) |
آبی |
زرد |
آبی |
|
متیل اورانژ |
نارنجی |
قرمز |
زرد |
|
کاغذPH یونیورسال |
زرد |
قرمز |
آبی |
|
ماده ی به دست آمده |
ماده ی ترکیب شده |
فرمول ماده ی اولیه |
ماده ی اولیه |
|
اسید |
آب |
|
اکسیدهای نافلز |
|
کربنیک اسید |
آب |
CO2 |
کربن دی اکسید |
|
نیتریک اسید،نیترو اسید |
آب |
NO2 |
نیتروژن دی اکسید |
|
سولفریک اسید،سولفورد اسید |
آب |
SO2 |
سولفور دی اکسید |
بازها چگونه به وجود می آیند؟
|
ماده ی به دست آمده |
ماده ی ترکیب شده |
ماده ی اولیه |
|
باز(هیدروکسید،قلیا) |
آب |
اکسید فلز |
|
منیزیم هیدروکسید |
آب |
اکسید منیزیم |
|
پتاسیم هیدروکسید |
آب |
پتاسیم |
شاعر:ابوالفضل
شعر:کله ماهی
تو تک درخت خونمون یه رشتی خونه کرده
دماغ دراز کله پخه ماهی بهونه کرده
ما بچه های رشتیم خون در بدن نداشتیم
ماهی سفید و کشتیم با خون اون نوشتیم
توپ تانک فشفشه وای چه صدایی داره
خوردن کله ماهی وای چه صفایی داره
من به شخصه برای عیدی به شما شعر جدیدی از سهراب سپهری را برایتان می گذارم
امیدوارم از خواندن آن لذت ببرید.
برای خواندن به (ادامه ی مطلب)مراجعه کنید.
عید فطر مبارک![]()
از خواندن داستان لذت ببرید. (در ادامه ی مطالب)
در مورد داستان و وبلاگ نظر بدین باور کنین ثواب داره.
به امید دیدار
برای دانلود کتاب کوییدیچ در گذر زمان بر روی ۱ و 2 بروید
برای دانلود کتاب هری پاتر۴-۱ اینجا را کلیک کنید.
برای دانلود کتاب هری پاتر۵ اینجا را کلیک کنید.
برای دانلود کتاب هری پاتر۶ اینجا را کلیک کنید.
برای دانلود کتاب هری پاتر۷ اینجا را کلیک کنید.
برای دانلود کتاب هری پاتر و سنگهای شش گانه (فصل ۴۰-۱) اینجا را کلیک کنید.
برای دانلود کتاب،فیلم،عکس و ... در مورد هری پاتر به سایت دیوانه ساز(پیوندهای وبلاگ)مراجعه کنید
با تشکر![]()
![]()
قشنگه نه؟
به نظر من که عالیه
نظر شما چیه؟
1:می خواستن ترکرو اعدام کنن بهش می گن حرفی برای گفتن نداری؟ می گه نه. می کشنش بالا دستو پا می زنه که حرف دارم
بهش میگن خب بگو. رو به دوستش می کنه میگه ببین خونتون از این جا پیداست!!!
2:از تبریزیه می پرسن انجا چند ماه از سال هوا سرده؟ می گه 14ماه. می گن سال که 12 ماهه.
می گه اینجا 2ماه بعداز عیدم هوا سرده!!!!
3:سوال روان شناسي: با جواب دادن به اين سوال ميتوانيد بفهميد افسرده هستيد يا نه! سوال:افسرده هستيد يا نه؟
4:میگن هرکی دوروغ بگه می ترکه
رشتیه:ما آدمای با غیرتی هستیم...بومممممممممممم!
اصفهانیه:ما آدامای لارژی هستیم...بومممممممممممم!
ترکه:ما آدمای...بومممممممممممممم!
لره:ما...بومممممممممممممممم!
5:یه رشتیه رو با یه آبادانیه داشتن اعدام می کردن.رشتیه مثل بید میلرزیده.آبادانیه با خونسردیه تمام
نگاهی به رشتیه می کنه ومیگه:ولک مگه بار اولته؟!!!
6:ابتدا خدا زمین را آفرید سپس استراحت کرد. بعد مرد را افرید سپس استراحت کرد.بعد زن را آفرید
سپس نه خدا استراحت کرد نه زمین نه مرد.
7:تو شیراز زنو از دختر نمی شه تشخیص داد.تو اصفهان گدارو از پولدار.تو تهران دخترو از پسر.تو تبریز آدمو از خر.تو رشت بابارو از آقا!!!
8:ترکه ماشینش از جاده خارج می شه می ره تو خاکی.میگه یا حضرت ابوالفضل ماشینو دادم دست تو.
حضرت ابوالفضل میگه غلط کزدی چرا تو آسفالت ندادی؟!!!
9:میگن به دخترا در کوچکی باید شیر سگ داد. شاید در آینده وفادار شوند!!!!
10:از ترکه میپرسن اگه آب نبود چی میشد؟ میگه اگه آب نبود استخرم نبود و ما شنا یاد نمی گرفتیمو در نهایت غرق میشدیم
۱۱:تركه خواب مي بينه تو بازي كامپيوتري زنشو كشته؛ از خواب كه پا مي شه مي بينه زنش كنارشه ؛ ميگه : اه ! باز خر شدم سيو نكردم
۱۲:امروز يه پسر 24 الي 25 ساله بهت زنگ ميزنه و ازت بنزين ميخواد - يادت باشه فقط تو بايد بهش بنزين بدي - نه کسي ديگه - يادت نره فقط تو بايد بنزين بدي وگرنه اون مي ميره قربانت الياس
۱۳:يه روز از يه پايين شهري مي پرسن "زن ذليلي" يعني چي؟ ميگه: همونيه كه بالا شهريها بهش ميگن تفاهم....
۱۴:یه مورچه داشته گریه میکرده میگن چرا گریه میکنی میگه آخه امشب عروسیمه داداشم نمی زاره زیر ابرومو بردارم
۱۵:يه استقلاليه ميره کتاب فروشي ميگه آقا شما کتاب استقلال قهرمانو داريد؟ مغازه دار ميگه نه آقا ما کتابهاي تخيلي نداریم
۱۶:تركه تيپ ميزنه ميره بيرون، دخترا بهش ميگن: بخوريمت!تركه ميگه: اين گه خوريا به شماها نيومده
۱۷:ترکه تو مراسم عذاداري داشته زار زار گريه ميکرده بهش ميگن تو جزو کدوم خانواده اي ميگه من جزو ساير بستگانم
۱۸:ترکه با یکی تصادف می کنه. پلیس می رسه میگه مقصر کدمتونین؟
ترکه میگه: من که خواب بودم از ایشون بپرسید.
۱۹:باز هم يک ابتکار...باز هم يک نواوري...پزشکان نابغه ايراني با پيوند رگ غيرت به يک رشتي باز هم حماسه افريدند
۲۰:یه ضرب المثل چینی میگه:然在一段时间内奇怪地降低。工作组 过六天夜以继日的工作后,终于发现 问题的根本原因。某个“愚蠢之极” 的配置错误将服务器配置成了 فهمیدی؟حالا عبرت بگیر
۲۱: ترکه ۲سال میره سربازی کارتشو که میدن میگه : ای بابا اینو که دارم گواهینامه میخوام
۲۲:يه تركه گفتن: با وطنم جمله بساز. تركه گفت: ديروز رفتم حمام و تنم را شستم! به تركه گفتند: منظورمون ( ط ) دسته دار بود. تركه گفت: اتفاقا با تي دسته دار تنمو شستم
۲۳:نتایج رمضان امسال:نه بردیا نه هستی زنتو بچسب دو دستی
۲۴:یه روز یه مرده میره یه گونی برنج میخره. درشو که باز میکنه میگه: پس حمیدش کو؟ من اینو برای همیدش خریدم!!!
۲۵:جدیدترین طعرفه ی ایرانسل:نون خشک بیار خط ببر
۲۶:رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودي؟ تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچهها رفتيم شمال!!!
۲۷:تركه ميره انگليس. صبح پاشد با زنش رفت بيرون توي خيابون. يه مرده از كنارشون رد شد و گفت: «گود مورنينگ سر». تركه جواد داد: «سر مورنينگ گود»! زن تركه پرسيد اوا آقا جعفر چي شد؟ تركه گفت هيچي! اين يارو انگليسيه گفت: «سلام عليكم» و منم بهش گفتم: «عليكم سلام»!
۲۸:يه روز يه ترك رو به جرم دزدي مي برن دادگاه .قاضي مي گه خجالت بكش اين دفه چهارمه كه مياي دادگاه .تركه به قاضي مي گه تو خجالت بكش كه هر روز اينجا يي
۲۹:ترکه روزه مي گيره 5 دقيقه مونده به اذان روزشو ميخوره مي گن چرا اينکارو کردي ؟ مي گه خواستم به خدا ثابت کنم که مي تونم اما نمي گيرم ))))) تركه داشته خاطره تعريف ميكرده، ميگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، البته سال چهل و نه دو نفر خيلي بود!!!
۳۰:راننده زن را چطور بشناسيم 1) اگه ماشينش پنچر بشه کاپوت ماشين رو بالا ميزنه و توي ماشينو نگاه ميکنه! 2) اگه راهنماي چپ رو بزنه و سمت راست بپيچه! 3) وقتي پشت سرش باشي و چراغ بزني يا بوق بزني توي آينه رو نگاه کنه تازه يادش مياد که روسريش رو بايد درست کنه
۳۱:يه يارو ميره زير غلطك، تركه ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوري بود؟ ميگه: دراز وباريك. تركه ميگه: حالا ديگه صاف وپهنه!!
۳۲: به ترکه می گن برو يه کيهان (روزنامه) بخر.ده دقيقه بعد با يه خر بر می گرده! می گن اين چيه رفتی گرفتی؟! می گه کيهان نداشت همشهری گرفتم !!!
۳۳:تركه هر روز زنگ يك كليسا رو ميزده و در ميرفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه، يك روز پشت در كمين ميكنه، تا تركه زنگ ميزنه، خرشو ميگيره. تركه حول ميشه، با تتپته ميگه: ببخشيد، عيسي هست؟
۳۴:به لره ميگن: بچهات چرا زشته؟ ميگه: شو تاريكو سوراخ تنگو مايوم دست تنها، ميخواستي آلن دلون بسازوم؟
۳۵:تركه مشكي پوشيده بود بهش ميگن چي شده ميگه بابام مرده ميگن چرا پاره پوره پوشيدي؟ميگه خدا بيامرز نمي گذاشت چالش كنيم
۳۶:يک مورچه و يک زرافه باهم ازدواج مي کنند شب عروسي مورچه گم مي شه بعد از يک هفته پيداش مي شه بعد زرافه بهش مي گه اين همه مدت کجا بودي مورچه مي گه :تو راه بودم که بيام بوست کنم اخي
۳۷: رشتي نصفه شب بلند ميشه آب مي خوره ميگه: سلام بر حسين يه نفر از زير تخت ميگه : سلام عباس آقا
۳۸:زاغكي روي درختي نشسته بود و چيزبرگر ميخورد روباهي امد و گفت : اي ول چه سري چه دمي عجب تريپ خفني مشكي رنگ عشقه يه اواز بخون حال كنيم . زاغك ساندويچ رو زد زير بغل و گفت : برو داداش ماخودمون كلاس دوميم
۳۹: ترکه ميره مزرعه ميخره 2سانتي متر در 8 کيلومتر ! ميگن اين چه زمينيه ؟چي ميخواهي بکاري؟ ميگه به اميد خدا ماکاروني
۴۰:مسافري كه تازه به اردبیل وارد شده بوده از آقا ترکه مي پرسه ما اينجا غريبيم... كجا آمپول مي زنن... ترکه باسنش رو نشون مي ده مي گه اينجا
۴۱:گرگه با هزار زحمت آي دي شنگول و منگول رو پيدا ميکنه باهاشون قرار ميزاره ، وقتي ميره سر قرار ميبينه چوپان دروغگو با مردم ده منتظرن!!!!!!
۴۲:عزت الله انتظامی بزرگ مرد سینمای ایران دیشب بر اثر سانحه تصادف در نزدیکی منزلشان از خواب پریدند
۴۳:يه گلابيه گن میپوشه ميگه من موزم
۴۴:دروغ دختر ها: تو برام مثل داداشي = يعني جلو تر نيا - من تو رو اندازه داداشم دوست دارم=چون حالم از داداشم به هم مي خوره - از دست من ناراحتي=هستي كه باش به من چه - من حالم بده = يعني بايد ببريم كافي شاپ و كلي چيز برام بخري - من فقط با تو حرف مي زنم = با بقيه مي خندم - من هميشه پيشت مي مونم = مخصوصا وقتي كه كميته بياد
۴۵:راننده به مسافر : آقا شما ژاپني هستين؟ مسافر: نه اقا چند قدم جلوتر دو باره راننده به مسافر ميگه: هقا شما ژاپني هستين؟ مسافر : نه نه اقا گفتم كه چند لحظه بعد دوباره راننده مي پرسه : اقا شما ژاپني هستين؟ مسافر: اي بابا اره اره داداش خيالت راحت شد؟ راننده: اره خب ولي خودمونيما اصلا بهت نميخوره ژاپني باشي ها
۴۶:به لره می گن دگرگونی یعنی چه ؟ می گه یعنی این گونی نه . یك گونی دیگه
۴۷:دخترها مثل سيب هاي روي درخت هستند. بهترين هايشان در بالاترين نقطه درخت قرار دارند. پسرها نمي خواهند به بهترين ها برسند چون مي ترسند سقوط کنند و زخمي بشوند، بنابراين به سيب هاي پوسيده روي زمين که خوب نيستند اما به دست آوردنشان آسان است، اکتفا مي کنند. سيب هاي بالاي درخت فکر مي کنند مشکل ازآنهاست درحالي که آنها فوق العاده اند. آنها فقط بايد منتظر آمدن پسري بمانند که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالابيايد
۴۸: ني که ازخواب پا ميشه جيش داره...........زنبور که روگل ميشينه نيش داره...............حاجي که از مکه مياد ريش داره........شطرنج که بازي ميکني کيش داره ….........اين ريسيور رو پشت بوم ديش داره.....چوپون که تو بيابونه ميش داره........اين تلفن که مي چتي اخره ماه فيش داره………………پس يه کم فکره بابات باش کمتر بچت
۴۹:یک روز سه تاموش داشتن خالی می بستن اولی .من یک حلب 17کیلویی پنیر را تنهایی خوردم .دومی .یک روز تله موش به دومم گیرکرده بود او کشیدم تو خونه باهاش درو پنجره ساختم.سومی.یک دفعه موبایلش زنگ می زنه میگه اومدم بعد دوستاش میگن کجا می خوای بری گفت برو بچه ها یک گربه گیر اوردن می خوایم بریم بخوریمش
۵۰:یه روز یه ترکه جونش به لبش میرسه. تفش می کنه بیرون
۵۱:ترکه يه تيکه يخ گرفته دستش تو آفتاب داشت متفکرانه نگاش ميکرد بهش ميگند چيکار ميکني؟ ترکه ميگه:من هنوز نفهميدم اين يخه کجاش سوراخه که ازش آب ميچکه
۵۲:اگه گفتی اون چیه که اولش منم بعدش تویی ،آخرشم یه زبونه...؟؟؟ یکم فکر کن... یکم دیگه.............. "گل گاو زبون
۵۳:مذيت مذکر بودن ۱ - دختر نيستيد 2 - هميشه خودتون هستيد(100 مدل آرايش نمي کنيد) 3 - فقط شما مي تونيد رئيس جمهور بشيد 4 - فقط شما مي تونيد بريد ورزشگاه آزادي و فوتبال ببينيد 5 - براي دعوا کردن به بابا يا داداش بزرگتر احتياج نداريد 6 - توي اتوبوس جاي بيشتري نسبت به دخترا داريد 7 - در کمتر از 10 دقيقه مي تونيد دوش بگيريد 8-زود خر ميشين وبه دخترها شماره ميدين
۵۴: به پشه ميگن چرا زمستونا پيدات نيست ميگه نيست تابستون خيلي رفتارتون خوبه... زمستونم بيام
۵۵:يچاره دخترا اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه! اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره! اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه! اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه! اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه! اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست! اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه! اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود! اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار! اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده![]()
![]()
![]()
![]()
۵۶:دانش آموزه سركلاس ميره با قوانين رياضي ثابت كنه تركا خرن، ميگه قبول دارين بادكنك كه بخرين آخرش مي تركه . همه ميگن : بله . بعدش مي نويسه :بادكنك خريدن = بادكنك تركيدن . بعدش بادكنك رو از طرفين ساده ميكنه ميشه : خريدن = تركيدن . بعدش دو طرف مساوي رو منهاي “يدن” ميكنه ميشه : ترك = خر!!
۵۷:تركه ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره،كجش ميكنه!!
۵۸:تركه ميره به يكي خبر مرگ مادرش رو بده، بهش ميگه: يه شتري بود كه در خونه همه ميخوابيد!؟ يارو ميگه: خوب؟ ميگه: اين دفعه رو ننه تو خوابيد!!!
۵۹:به تركه ميگن با خرچنگ جمله بساز، ميگه:كره خر چنگ نزن!
۶۰: به تركه ميگن با مناجات يك جمله بساز، گفت: مونا جات رو بنداز بخواب.!
۶۱: زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «تركي كه شنا ميكند» بگوييد: خرماهي
۶۲:تركه از طبقه صدم یه آسمان خراش(برج میلاد) ميپره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!!!
۶۳:ترکه داشت گريه می کرد. باباش پرسيد چی شده؟ گفت: عاشق شدم! باباش گفت حالا عاشق کی هستی؟ گفت: هر کسی که شما صلاح بدوني
۶۴:دانش آموزه سركلاس ميره با قوانين رياضي ثابت كنه تركا خرن، ميگه قبول دارين بادكنك كه بخرين آخرش مي تركه . همه ميگن : بعله . بعدش مي نويسه :بادكنك خريدن = بادكنك تركيدن . بعدش بادكنك رو از طرفين ساده ميكنه ميشه : خريدن = تركيدن . بعدش دو طرف مساوي رو منهاي “يدن” ميكنه ميشه : ترك =
۶۵:خرمژده مژده....المپيك پسرها رسيد... 1)مخ زدن دختر بسيجي در 10 ثانيه 2)تحمل كردن و از حال نرفتن در مقابل 20 دختر سمج 3)دويدن در حياط مدرسه دخترانه بدوون نگاه كردن به اطراف 4)رقابت با دختران در رشته چونه زني و پر حرفي پشت مبايل يا تلفن 5)ناز كشي 3دختر به طور همزمان(خداييش اين از همش سختتره) به برندگان در صورت تصويب ه عدد دختر بسیجی اهدا می گردد
۶۶يَک روز بر خانه نَشَسته بودم داشتم تخمه نَ ميخوردم يَک دف ديدم تيلفنم زنگ زد . گفتم ها کيسته ؟ گفت : ها . .. اييييي..... مديرسايت ياهو بيدم ... گفتم : ها چطوري ... خوبي ؟ در سلامتي کامل به سر ميبري ها ووووووو ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ گفت : ها . اين ياهو مَسينجير 8 قديمي شده . اگه ميشه 9 رو زودتر طراحي کن . گفتم : ها باشه .... بعد رفتم پشت کامپيوتر طراحي کردم و از ويلايت خودمان با بلوتوث فرستادمش آمريکا براي بيل گيتس و اون هم فروختش به شرکت ياهو وران 3 دختر بسيجي هديه ميگرد
۶۷:torke mire jahanam dampayisho part mikone to behesht be khoda mige beram beyaramesh !
۶۸:مدل های مختلفی دارند bf ها و gf :مدل ویروس : وقتی که انتظارش رو نداری از راه می رسه و خودش رو نصب می کنه و از همه ی منابع شما استفاده می کنه. اگر سعی کنی پاکش کنی یک چیزیت رو از دست می دی و اگر پاکش نکنی همه چیت رو از دست می دی.. مدل سرور : هر وقت لازمش داری در دسترس نیست.مدل ایمیل : از هر ۱۰ تا حرفی که می زنه، ۹ تا از اونا دوروغه و بیخود.. مدل رم : از دل برود هر آنچه از دیده برفت.. مدل هارد دیسک : همه چیز یادش می مونه تا ابد.
۶۹:ترکه ميره از ملاي محل ميپرسه: ببخشيد حاج آقا، با کفش ميشه نماز خوند؟ حاج آقا ميگه: نه برادر، نميشه. ترکه ميگه: ولي من خوندم شد
۷۰:به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟
۷۱:برنامه کودک در قم : - آخوند صورتي - آخوند و دوستان - آخوند شجاع - آخوند ريزه - منبر سحرآميز - عمامه قرمزي - آخوندهاي افسانه اي
۷۲:سردار رويانيان بمناسبت هفته نيروي انتظامي گفت: در سال 85 ده درصد کاهش تلفات جاده اي داشته ايم تا سال 87 تلفات جاده اي به صفر خواهد رسيد و ان شااله تا سال 89 در جاده ها زاد و ولد هم خواهيم داشت
۷۳:به تركه مي گن اگه يه دختره خوشگل و باحال بهت راه بده چي كار مي كني ...؟مي گه ازش سبقت مي گيرم
۷۴:اماكن ديدني شهر رشت : 1 - كلوچه پزي پسر و پدران - 2- كتيبه زن با وفا 3- مجسمه مرد با غيرت 4- ميدان شهيد حلال زاده 5 - پارك زيبا وديدني دماغ
۷۵:تركه جاي پارك گيرش نمياد، ميگه: خدايا اگه يه جاپارك واسم پيدا كني امروز نماز ميخونم! در همين لحظه يه جاي خالي ميبينه، ميگه: خدايا نميخواد، خودم پيدا كردم
۷۶:ميگن وقتی حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چی شد ؟ ترکه ميگه : يه سازمانی تشکيل شد به نام يونس کو!
۷۷:خيلي ببخشيد بد موقع مزاحم شدم.می خواستم ببينم آب خوردی افتابه رو كجا گذاشتی؟
۷۸:يکی دلش برای ماهی مي سوزه، يکی برای ماهيگير. اما هيچ کس دلش برای تو که سر قلابی نمی سوزه؟!
۷۹:تركه شب عروسي ميفهمه عروس يهوديه به احترام مردم مظلوم فلسطين روي تشك حاضر نميشه
۸۰:شعارهاي جديد انرژي هسته اي: انرژي هسته اي آزاد بايد گردد! آمريکا در چه فکريه... ايران پر از هستهايه! واي اگر انرژي هسته اي حق مسلم ماست! تا خون در رگ ماست... انرژي هسته اي حق مسلم ماست! عقاب آسيا کيه؟ ... انرژي هسته ايه
۸۱:پنج تا ترکه سواره آسانسور بودند بعد نمي دونستند چي كار كنند مدام اينور و اونور را نگاه مي كنند چيزي نمي فهمند بعد يه دفعه يكي مي آد سوار ميشه و دكمه طبقه سوم را مي زند يكي از ترك ها داد مي زنه : براي? سلامتي آقاي راننده صلوات
۸۲:به یک ترکه گفتند: بابات به رحمت ایزدی پیوست! گفت: رحمت ایزدی دیگه کیه؟!...... گفتند نه. منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت...... گفت: منظورتون را نمی فهمم!!!..... گفتند: یعنی اینکه دار فانی را وداع گفت...... گفت:بازم نفهمیدم!....... گفتند:ای بابا...بابات رخت از این دنیا بربست....... بازم نفهمید!...... آخر سر عصبانی شدند و گفتند : ابله...بابای خرت! مرد....... گفت: خر ما که بابا نداشت
۸۳:آبادانيه يه پنجاه توماني تقلبي ميسازه لو ميره ميگيرنش... آبادانيه ميگه از كجا فهميدين كار منه؟ ميگن: آخه گاگول كنار در دانشگاه سراسري سمبوسه فروشي كجا بوده؟!؟!؟
۸۴:Ye riazi dan miad pishe hazrate ALI mige: ye addadi mitooni begi ke be hameye adad ha taghsim pazir bashe, age begi man mosalmoon misham, hazrate ali mige :2520 ke be (1,2,3,4,5,6,7,8,9,10) taghsim pazire...
۸۵: تركه ميخواسته آتش نشان بشه , ميره امتحان بده , يارو ازش ميپرسه خوب براي سوال اول اگه جنگل آتيش بگيره و اون دور و برا آب نباشه شما چيكار ميكنيد؟ تركه ميگه : تيمم می کنم.
۸۶:انواع مرد: اروپايي:يه زن داره يه دوست دختر(زنشو بيشتر از دوست دخترش دوست داره) امريکايي: يه زن داره يه دوست دختر(دوست دخترشو بيشتراز زنش دوست داره) ايراني:يه زن داره سي تا دوست دختر(ننه اش رو از همه بيشتر دوست داره
۸۷:torke barf pakon mizane hipnotizm mishe
۸۸:اصفهانيه قله اورست رو فتح كرد.بهش ميگن انگيزه ات چي بود؟؟ ميگه خدا لعنت كنه كسي رو كه گفت اون بالا نذري ميدن
۸۹:به ترکه ميگن هدفت از درس خوندن چيه؟ ميگه: ميخوام درس بخونم دکتر شم مطب بزنم پولدار که شدم ميرم يه وانت ميخرم مثل آدم وا ميسم کار ميکنم
۹۰:کامپیوترها به 4 دلیل دخترند : 1.فقط خالقشون از منطقشون سر در میاره! 2.فقط خودشون زبون خودشون رو می فهمن! 3.اگه یه کسی پا بندشون بشه باید هرچی پول داره براشون لوازم جانبی بخره! 4.اگه یکم صبر می کردی یکی بهترش گیرت می اومد! خدائیش اگه دروغ میگم بگو دروغ میگی
۹۱:مشخصات چه کشوري است 20ميليون فقير، 7 ميليون بيكار، 4 ميليون معتاد، 300 هزار زن تن فروش ؛ 14 ميليون بيمار روانى ، 600 هزار كودك كارگر ،يك و نيم ميليون محروم از تحصيل،8 ميليون بيسواد، 180 هزار نابغه فرارى با 30 تريليون و400 ميليارد تومان خسارت ناشى از فرارمغز ها، هزار تصادف در سال، 40 هزار بيمار ايدزي، سن بزهکاري زير 10 سال، کف سني فحشا 14 سال، و کف سني اعتياد 13 سال و... اينجا ايران توست
۹۲:به يه ترکه ميگن نامزدي رو به چي تشبيه ميکني؟ ميگه نامزدي مثل اين ميمونه که بابات برات يه دوچرخه بخره ولي نزاره بهش دست بزني!
۹۳:جشنواره فيلمهاي افغانستان : 1- يک تکه نان براي 10 نفر (مستند) 2 - ديشب بي بي تو ديدم شاه مقسود (خانوادگي ) 3 - دخترک ناس فروش ( اجتماعي ) 4 - چند ميگيري کنده کاري کني ؟ ( سياسي ) 5 - ناس ، عشق ، موتور گازي (کمدي) 6 - کابُل بدون توقف (عشقي ) 7 - تا حالا موز خوردي (غمگين)
۹۴:يه قورباغه با يه اردك ازدواج ميكه، اگه گفتي بچهشون چي ميشه؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . بچهدار نميشن، واسهشون دعا كن، طفليا داره زندگيشون از هم ميپاشه
۹۵:ترکه به بچش شک داشته ميگه دهنت رو بيار جلو , ها کن ببينم .بچه ها ميکنه ترکه ميزنه تو سر پسرش ميگه پدر سوخته دختر بازي مي کني؟
۹۶:ترکه ميگن از اينکه همسرت را عزيزم خطاب ميکني چه احساسي داري ؟؟ ميگه احساس گناه !!!!!!!!! ميگن چرا ؟ ميگه آخه اسمش يادم نيست
۹۷:ترکه توي خيابون زل زده بوده به يه دختره، يه پيرمردي بهش ميگه: مگه تو خودت خواهر و مادر نداري؟ ترکه ميگه: چرا، ولي به اين خوشگلي نيست
۹۸:به رشتیه میگن شما به زندگی بعد از مرگ اعتقاد دارید؟ ... میگه : بله ، من خودم 1 سال و برادرم 2 سال بعد از فوت پدرمان به دنیا اومدیم
۹۹:رشتیه تو بیمارستان به زنش میگه خوشحالی مادر شدی؟ زنش میگه: آره به امید خدا تو هم یه روز پدر میشی
100:باز هم تحول...باز هم نوآوری... پزشكان ایرانی با پیوند زدن رگ غیرت به یك هموطن رشتی بازهم حماسه آفریدند
۱۰۱:به دختره ميگن چرا به دوست پسر ميگن بي اف ميگه مخفف بدبخت فلك زده است
۱۰۲:به ترکه ميگن : تولدت کيه ؟ ميگه : 5 آذر ، ميگن چه سالي ؟ ميگه : هر سال
۱۰۳:يكي از عكساتو يادگاري بده ميخوام بزارم لب قندون بچه به قند دست نزنه .
۱۰۴:چندین ساله که دوستت دارم و همیشه دوستت داشتم. ولی هر وقت خواستم به لب هات نزدیک بشم منو با نفرت زمین زدی! امضا: آب دماغ
۱۰۵:ترکه 1000 تومن میندازه تو صندوق صدقات , تا غروب وایمیسته اونجا هرکی میاد پول بندازه میگه آقا برو من حساب کردم
۱۰۶:دو تا ترک به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر میگیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید ! ترکه میگه: مگه خودت نمیخوای بیای
۱۰۷:رشتیه میاد خونه میبینه داداشش با زنشه بلندش میکنه می زنه تو گوشش دادشش میگه چرا می زنی؟ رشتیه میگه: خفه شو!!!!.............شنیدم سیگار میکشی!!!
۱۰۸:گلم نازم عسلم جیگرم شیرینم ملوسم خوشگلم با نمکم . . . تازه باحال هم هستم
۱۰۹: قطعهاي از شاهكار ادبي یک ترک : شب بود و خورشيد به روشني ميدرخشيد، پيرمردي جوان، يكه و تنها با خانوادهاش در سكوت گوشخراش خيابان قدمزنان ايستاده بود
۱۱۰:Torke sooratesh ghermez boode behesh migan chi shode? Mige: Chesh khorde! Migan manzooret ine ke kasi cheshmet zade? Mige na oon chesh ke na cheshe shalvar khorde!
۱۱۱:دختره از ماه عسل بر میگرده میشینه رو مبل پاشو میندازه رو هم. این پاش به اون پاش میگه چه عجب از اینورا؟
۱۱۲: احوالپرس لرا : حالا ما تلفن نداریم شما نباید یه زنگ به ما بزنید؟
۱۱۳:مجموعه نوشته هاي پشت تريلي هاي جاده::::::::1-به حرمت اشک مادر توبه کردم --2 -داني که چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري --3 -بوق نزن شاگردم خوابه --4 -بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمرا-- 5 -از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسکاري) --6 -اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي کمه فاصله رو رعايت کن -7-- دنبالم نيا اسيرم مي شي-- 8 -گشتم نبود ............نگرد نيست-- 9 -سر پاييني برنده سر بالايي شرمنده
۱۱۴:در راستاي ممنوعيت پوشيدن "چکمه" بعنوان ابزار تحريک کننده مردان!!!!، استفاده از نقشه ايتاليا (به شکل چکمه) تا اطلاع ثانوي ممنوع و تحريک کننده اعلام شد!!!!!ا بديهي است بدليل تحريک کنندگي شديد اين نقشه!!!!به زودي نقشهي ايتاليا از کتابهاي درسي حذف خواهد شد همچنين نام ايتاليا به کشور محمدي تغيير خواهد کرد
۱۱۵:بعضی عشقها مثل حضرت نوح اند. فقط از ترس طوفان میان طرف تو _بعضی عشقها مثل حضرت آدم اند. فقط خاصیتشون اینه که اولینه _بعضی عشقها مثل حضرت ابراهیم اند. باید توشون همه چیتو قربانی کنی _بعضی عقشها مثل حضرت مسیح اند. آخرش آدم رو به صلیب می کشند _بعضی عشقها مثل حضرت موسا اند. یه خورده که دور بشی جات رو یه گوساله پر می کن
۱۱۶: یه ترکه میمیره. شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن... ۶۰ تاشون حالیش می کردن
۱۱۷:به ترکه ميگن: توي عمرت، سختترين كاري كه كردي چي بوده؟ ميگه: پر كردن نمكدون! ميگن: چرا؟ جواب ميده: آخه سوراخهاش خيلي ريزه
۱۱۸:نون عشق: يك پسر با يك نگاه از يك دختر خوشش مياد ... و عشق از طرف اون شروع ميشه ... تا جايي كه زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميكنه ... چون يك چيزهايي ديده و شنديده ... تا دختر مياد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ... ميره با يكي ديگه ... بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه ميره طرفش ... اما پسر رو با يكي ديگه ميبينه ... اينجاست كه ميگه: حدسم درست بود
۱۱۹:جشنواره فيلمهاي ايرانسل: من ترانه ديگه شارژ ندارم، در جستجوي آنتن، چند ميگيري اس.ام.اس ندي؟؛ شبا آنتن نميده آيدا
۱۲۰:نخ داخل شمع از شمع پرسيد : چرا وقتي من ميسوزم تو آب ميشي..؟شمع جواب داد مگه ميشه کسي که تو قلبمه بسوزه و من اشک نريزم
۱۲۱:یه دفعه یه آبادانیه تو بیابون گم میشه ، و داشته از تشنگی میمرده .... خلاصه هی میگفته آب آب آآآآآ آب .... یه دفعه میرسه به یه چشمه دستاشو میزنه تو آب میکشه به موهاش میگه آخیــــــــــش ، وُلک راحت شدم تیپ موهام خراب شده بود داشتم میمردما
۱۲۲:به غيرت مردم رشت قسم ...به فرهنگ لرستان قسم ... به فهم وشعور ترک ها قسم...به سخاوت اصفهانيها قسم...به صداقت آبادانيهاقسم... دوستت دارم
۱۲۳:دخترا به پنج گروه اصلي تقسيم ميشن : گروه اول دخترائي هستند كه پسرا رو بدبخت ميكنن! گروه دوم دخترائي هستند كه اشك پسرا رو در ميارن! گروه سوم دخترائي هستند كه جوون پسرا رو به لبشون ميرسونن! گروه چهارم دخترائي هستند كه كاري ميكنن پسرا روزي 18 بارآرزوي مرگ كنن! گروه 5 دخترائي هستند كه به اشتباه فكر ميكنن جزو هيچكدوم از گروههاي بالا نيستن
۱۲۴:تركه ميخواسته آتش نشان بشه , ميره امتحان بده , يارو ازش ميپرسه خوب براي سوال اول اگه جنگل آتيش بگيره و اون دور و برا آب نباشه شما چيكار ميكنيد؟ تركه ميگه : تيمم می کنم
۱۲۵: به یک ترکه گفتند: بابات به رحمت ایزدی پیوست! گفت: رحمت ایزدی دیگه کیه؟!...... گفتند نه. منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت...... گفت: منظورتون را نمی فهمم!!!..... گفتند: یعنی اینکه دار فانی را وداع گفت...... گفت:بازم نفهمیدم!....... گفتند:ای بابا...بابات رخت از این دنیا بربست....... بازم نفهمید!...... آخر سر عصبانی شدند و گفتند : ابله...بابای خرت! مرد....... گفت: خر ما که بابا نداشت
۱۲۶: از يه ترکه مي پرسن دوست داري توي تاکسي با کي بشيني؟ ميگه با يه دختر خوش قد و بالا وخوشگل و قد بلند با نامزدش. ميگن واااا اخه براي چي بانامزدش ؟ ميگه اخه ميچسبن به هم جا براي من باز مي شه
۱۲۷:با توجه به اينکه « انرژي هسته اي حق مسلم ماست ولي فعلا گازمان قطع شده است» و با عنايت به اينکه قرار بود يک سال پس از رياست جمهوري نفت سر سفره مردم بيايد، اما دو سال پس از آن بنزين از سفره مردم حذف و سه سال بعد يعني امسال نيز گاز قطع شده است، از کليه ملت بدون گاز ايران درخواست مي شود، براي گرم کردن تنور انتخابات فعلا از هيزم استفاده کنند
۱۲۸:سیب، هلو، موز، انار، خیار، کیوی، انگور، گیلاس، آلبالو، زرد آلو ....... این همه میوه . تو چرا شکل شلغم شدی؟
۱۲۹: Vakoneshe Afrad ba didane BENZ 500SL ( Amricaie : Oh My God ) (Arab : Ahsant) (Engelisi : Oh Very Nice) (Italiayi : Molto Bella) ( IRANI : Madareto)
۱۳۰:از يك قزويني مي پرسند چرا هنوز ازدواج نكردي؟ميگه چون هنوز برادر زن مورد علاقمو پيدا نكردم
۱۳۱:از یه ترکه می پرسن که برای بستن یک لامپ به چند نفر ترک احتیاج داری؟ می گه 3 نفر می گن چرا 3 نفر ؟ میگه: یه نفر میره بالا نردبون لامپ رو بگیره .. دو نفر هم از پایین، نردبون رو بچرخوونند
امیدوارم ازخواندن این جوک ها نهایت لذت را برده باشید تا دیداری دیگر